به گزارش ایرنا به نقل از پایگاه «میدل ایست مانیتور»، تنشها میان آمریکا و ایران بار دیگر در مرکز توجه جهانی قرار گرفته و تحلیلهای رسانههای غربی نشان میدهد که چالش پیشروی دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، تنها محدود به مهار ایران نیست، بلکه در پیچیدگی موازنهای میان فشارهای داخلی، مطالبات اسرائیل، حامیان مالی و بدنه سیاسی او گره خورده است؛ وضعیتی که برخی ناظران آن را «جنگی برای بقا، نه راهبرد» توصیف میکنند.
سه جریان اصلی فشار بر ترامپ به طور همزمان اثرگذار هستند. نخست، لابیهای حامی اسرائیل که سالها در شکلدهی سیاست واشنگتن در قبال تهران نقش مهمی ایفا کردهاند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، خواستار تشدید رویکرد آمریکا علیه ایران است و برخی گروههای بانفوذ نیز از سیاستمداران حامی مواضع تهاجمی حمایت مالی گسترده میکنند. گزارشها نشان میدهد کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC) در چرخه انتخابات ۲۰۲۴ بیش از ۱۰۰ میلیون دلار هزینه کرده که پیامی قوی برای سیاستمداران هر دو حزب محسوب میشود.
عامل دوم، طبقه اهداکنندگان بزرگ مالی در آمریکا است که رویکردی همسو با سیاستهای سختگیرانه علیه ایران دارند. منابع جمهوریخواه اذعان کردهاند که میان خواستههای این حامیان مالی و مواضع دولت اسرائیل در قبال ایران تفاوت معناداری وجود ندارد و هرگونه عقبنشینی ترامپ میتواند حمایت مالی جریان سیاسی او را به چالش بکشد.
سومین عامل، وضعیت شکننده ترامپ در کنگره و نگرانی از استیضاح احتمالی است. برخی تحلیلگران معتقدند که رؤسایجمهور در چنین شرایطی ممکن است با برجستهسازی تهدیدات خارجی، به دنبال ایجاد انسجام داخلی و تقویت جایگاه سیاسی خود باشند.
با این حال، صداهای هشداردهندهای نیز در آمریکا شنیده میشود. سناتورهای دموکرات هشدار دادهاند هرگونه حمله یکجانبه به ایران میتواند نتیجه معکوس داشته و حاکمیت تهران را تقویت کند. حکیم جفریز، رهبر دموکراتهای مجلس نمایندگان، تأکید کرده است که هر اقدام نظامی باید با مجوز کنگره انجام شود. حتی برخی چهرههای نزدیک به ترامپ، از جمله تاکر کارلسون، نسبت به پیامدهای این مسیر ابراز نگرانی کردهاند.
کارشناسان یادآور میشوند ارزیابیهای پیشین پنتاگون نشان داده است که ایران تهدید فوری برای آمریکا نیست و برنامه هستهای این کشور تا پیش از خروج واشنگتن از برجام در سال ۲۰۱۸ تحت نظارت قرار داشت. بسیاری معتقدند مداخله نظامی میتواند به انسجام داخلی ایران و تضعیف موقعیت منطقهای آمریکا منجر شود.
نظرسنجیها نشان میدهند که اکثریت شهروندان آمریکایی مخالف رویارویی نظامی با ایران هستند. مجله اینترنتی «ریسپانسیبل استیت کرافت» وابسته به اندیشکده آمریکایی «کوئینسی» با استناد به نظرسنجی مؤسسه گالوپ نوشت که در زمان حمله به عراق در ۲۰۰۳، ۷۲ درصد آمریکاییها از جنگ حمایت میکردند، اما حمایت امروز از اقدام نظامی علیه ایران بسیار کمتر است.
نظرسنجی «اس اس آر اس» و دانشگاه مریلیند نشان داد که تنها ۲۱ درصد شرکتکنندگان با آغاز حمله آمریکا به ایران موافق بودند، ۴۹ درصد مخالف و ۳۰ درصد نامطمئن بودند. حتی در میان جمهوریخواهان، تنها ۴۰ درصد از اقدام نظامی حمایت کردند و ۲۵ درصد مخالف بودند. درصد موافقت دموکراتها فقط ۶ درصد و مستقلها ۲۱ درصد بود.
نظرسنجی دانشگاه کوئینپیاک نیز نشان داد که ۷۰ درصد آمریکاییها معتقدند کشورشان نباید در مسائل ایران مداخله کند، ۱۸ درصد با چنین حملهای موافق بودند و ۱۲ درصد نظر مشخصی نداشتند.
تحلیلگران هشدار میدهند هرچند اقدام علیه ایران ممکن است در کوتاهمدت کارکرد سیاسی داخلی داشته باشد، اما در بلندمدت هزینههای سنگین راهبردی، اقتصادی و امنیتی برای آمریکا به همراه خواهد داشت. ترامپ اکنون در آستانه یک قمار سیاسی قرار دارد؛ مثلث فشار داخلی، خارجی و افکار عمومی، تصمیم او را برای ورود به تقابل نظامی با ایران پیچیده و پرریسک کرده است.
این وضعیت نشان میدهد که آینده تصمیمات ترامپ در قبال ایران نه تنها پیامدهای منطقهای و بینالمللی دارد، بلکه بازی قدرت داخلی او را نیز تعیین خواهد کرد و نتیجه نهایی تنها پس از فروکش کردن تنشها مشخص خواهد شد.