تفاهمنامه اسلام آباد میتوانست هموار کننده این راه باشد که نشد. اکنون روسیه است که امتیاز جنگ ایران را از ترامپ میگیرد. درخواست انتقال اورانیوم غنی شده به روسیه درگذشته هم بدون هیچ دستاوردی انجام شده است. آنها در پی تأمین منافع خود هستند و نه منافع ایران.
ترامپ با تعلیق تحریم های روسیه پوتین را نمک گیر خود کرده است. ترامپ هم از لطفی که به روسها کرده میگوید و از نقشی که روسها در برابر ایران دارند به نیکی یاد کرده است.
سفر شتابان لاوروف به ایران پس از امتیازی که از امریکا گرفت نشان دهنده این است که ایران موضوع گفتوگوی روسیه وامریکا شده است. واگذاری اورانیوم غنی شده در شرایط کنونی، ایران را ایمن تر نخواهد کرد. درس های گذشته به حاکمان کشور این هشیاری را داده است که با همه روابط به ظاهر سازنده در دام فریب روسها نیفتند، ولی اگر روسها بتوانند از جنگ دیگری پیشگیری کنند بایستی از آن استقبال کرد. هرچند بهتر بود ایران امتیاز لازم را پیشاپیش از امریکا میگرفت.
ایستادگی و پایداری در برابر تازش بیگانگان نه تنها قانونی بلکه امری اخلاقی هم هست. بده بستان های پشت میز گفتوگو امری عادی و راز موفقیت در گفتوگوها است و به همین دلیل گفتوگو امر مهمی است ولی به معنای تسلیم در برابر خواست دشمن نیست. سخنان ترامپ و نتانیاهو بر پیچیدگی شرایط میافزاید. بستن مرزهای هوایی ودریایی و زمینی سیاست رسمی امریکاست.
مرزهای زمینی ایران و پاکستان و یا برخی از مرزهای ایران وعراق نشان دهنده فشاری است که امریکا بر کشورهای همسایه ایران وارد میکند. درک شرایطی چنین دشوار رسالت همه کسانی است که دل در گرو ایران دارند. در شرایط بحرانی کنونی دامن زدن به اختلافات داخلی و بی توجهی به همبستگی ملی و ایحاد مانع در اظهار نظرها کمک به بیگانه است هرچند شکل و شمایل انقلابی به خود بگیرد.
شعارهای تند دادن و هر اظهار نظر دیگری را وابسته به بیگانه دانستن در خوش بینانه ترین نگاه، ازسر نا آگاهی است. دشمنان برای دامن زدن به نا امنیها ومحدودیتها و اختلافات از هر روزنهای بهره میگیرند و این سیاست رسمی امریکا واسرائیل است.