محمدعلی عباسزاده وحید در یادداشتی نوشت: حاج حسین محقر از مردان مؤمن، شریف و نامآشنای بجنورد بود؛ مردی که زندگیاش را باید در ایمان، اخلاص، کسب حلال، مردمداری، قرآن، مبارزه با ظلم و تربیت فرزندان جستوجو کرد.
او از نسلی بود که میان سخن و عملش فاصلهای نبود؛ اگر از ایمان میگفت، آن را زندگی میکرد و اگر از صداقت و مردانگی سخن میگفت، خود نمونهای از آن بود.مرد کار و کسب حلالحاج حسین سالهای زندگی خود را با شغل شریف خیاطی و تلاش برای روزی حلال سپری کرد. برای او خیاطی تنها یک حرفه نبود؛ نمادی از کار، عزت نفس، وجدان و تلاش برای تأمین خانواده بود. سوزن و نخ در دستان او تنها پارچهها را به هم پیوند نمیداد، بلکه گویی میان کار و ایمان، زندگی و معنویت نیز پیوند برقرار میکرد.مرد میدان مبارزهحاج حسین در برابر مسائل اجتماعی و سیاسی زمان خود بیتفاوت نبود.
در روزگاری که مبارزه با ظلم هزینه داشت، در کنار مردانی همچون شهید رضا امامی در برابر ظلم و استبداد ایستاد.نام او در خاطرات و اسناد فعالان سیاسی دهه ۳۰ شمسی با عنوان «حسین خیاط بجنوردی» یاد شده است؛ مردی که علاوه بر کار و زندگی روزمره، دغدغه عدالت و سرنوشت مردم را داشت.در حوادث ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، هنگامی که فضای بجنورد ملتهب بود، او در مسجد فاطمی حضور داشت و در جریان هجوم نیروهای حکومتی و وابستگان آنان مورد ضرب و جرح قرار گرفت و فرق سرش شکافته شد. آن زخم، تنها زخمی بر پیکر یک انسان نبود؛ نشانی از هزینهای بود که او برای باورهایش پرداخت.سالها بعد، در جریان نهضت اسلامی سال ۱۳۵۷ نیز حاج حسین در صف مبارزان و راهپیمایان حضور داشت و خانه او به محلی برای رفتوآمد و تجمع نیروهای انقلابی تبدیل شد. او سیاست را برای قدرت نمیخواست؛ برای او، سیاست عرصهای برای دفاع از مردم، عدالت و حقیقت بود.مرد قرآنیکی از برجستهترین وجوه شخصیت حاج حسین، انس عمیق او با قرآن بود. بسیاری از مردم قدیم بجنورد، قرائت و تلاوت قرآن را نزد او آموختند.
جلسات قرآن او تنها آموزش قرائت نبود؛ محفل اخلاق، معنویت و تربیت دلها بود.او قرآن را فقط آموزش نمیداد؛ در رفتار و زندگی خود نیز به آن عمل میکرد. صداقت، صبر، گذشت، شجاعت و مردمداری او جلوههایی از همان آموزههایی بود که با قرآن آموخته بود.حتی مغازه ساده خیاطی او نیز به محل رفتوآمد علما، بزرگان، اندیشمندان و فعالان اجتماعی و سیاسی تبدیل شده بود؛ مغازهای کوچک که گویی پنجرهای به دنیایی بزرگ از دین، فرهنگ، جامعه و سیاست بود.میراث ماندگار؛ فرزندانشاید یکی از بزرگترین میراثهای حاج حسین را باید در فرزندانش جستوجو کرد؛ فرزندانی که در عرصههای حوزه، دانشگاه، سیاست، پزشکی و خدمت اجتماعی منشأ اثر شدند.تربیت چنین فرزندانی، برای پدری که تمام عمر خود را با ایمان، تلاش و اخلاق سپری کرده بود، بزرگترین افتخار به شمار میرفت.
آنان ادامه راه پدری بودند که به آنان آموخته بود دانش، ایمان و خدمت به مردم ارزشمندتر از هر عنوان و جایگاهی است.داغ دو فرزند شهیداما در کنار همه افتخارات زندگی حاج حسین، دو نام برای همیشه با قلب او پیوند خورده است: محمد و حسن، دو فرزند شهید او؛ و نیز شهید مجید مقدادی، نوه عزیزش.از دست دادن دو فرزند برای هر پدری جانکاه است؛ اما حاج حسین این داغ بزرگ را با ایمان، صبر و توکل تحمل کرد. داغ هرگز از دل او نرفت، اما او در برابر این آزمون بزرگ الهی، ایمان خود را از دست نداد.او نشان داد که صبر به معنای فراموش کردن درد نیست؛ صبر یعنی تحمل درد با ایمان و توکل به خداوند.میراث یک زندگی پربرکتحاج حسین محقر تنها یک نام در تاریخ بجنورد نیست؛ او نماینده نسلی است که نان حلال خورد، قرآن آموخت و آموزش داد، به مردم احترام گذاشت، در برابر ظلم سکوت نکرد، فرزندانی عالم و خدمتگزار تربیت کرد و در نهایت دو فرزند خود را در راه آرمانهایشان تقدیم نمود.او زندگی را میان کار و ایمان، قرآن و عمل، مبارزه و مسئولیت، خانواده و تربیت، و مصیبت و صبر پیوند زد.
امروز حاج حسین در میان ما نیست، اما یاد او در خاطره شاگردان قرآن، همرزمان و همفکرانش، مردم قدیم بجنورد، فرزندانش و بهویژه در افتخار دو فرزند شهیدش، محمد و حسن، زنده است.شاید بتوان راز ماندگاری نام او را در یک جمله خلاصه کرد:«حاج حسین خوب زیست؛ با مردم زیست، برای مردم تلاش کرد، در برابر ظلم ایستاد و با ایمان از دنیا رفت.»روح بلندش در جوار رحمت واسعه الهی آرام باد و خداوند او را با پیامبران، صالحان و شهیدان، بهویژه فرزندان شهیدش محمد و حسن و نوه شهیدش مجید محشور فرماید.یادش گرامی، نامش ماندگار و راه و منش انسانی، قرآنی و مبارزاتیاش چراغ راه نسلهای آینده بجنورد باد.