دهنکه در پاسخ به اینکه چگونه جارو بهطور عمودی ایستاده است، با لبخند میگوید: «تلهکینزیس!» اما حقیقت سادهتر بود: «راستش، یک میخ روی دیوار بود که من آن را قرار نداده بودم.» یک صبح، بیتوجه جارو را به میخ تکیه داد و دید که در زاویه ۴۵ درجه باقی میماند. او چند روز متوالی روی پشتبام رفت و صبر کرد تا سایه سقف کوچک بالای سر با زاویه مناسب هماهنگ شود و سپس لحظه را با تلفن همراه ثبت کرد.
او در اینباره میگوید: «ما را متقاعد کردهاند که اگر طرفدار عکاسی خیابانی هستید، باید به نیویورک، لندن یا پاریس سفر کنید. اما گاهی عکسهایی که میخواهیم بگیریم بسیار نزدیکاند، فقط گوشهای از محله خودمان. وظیفه ماست که نگاه کنجکاو کودکی را پرورش دهیم، حس شگفتی یک گردشگر در شهر خودمان را حفظ کنیم.»
دهنکه ادامه میدهد: «در آن زمان یاد گرفتم به چیزهای کوچک ارزش بدهم، مثل فضای پشتبام و هوای تازه. بعد از همهگیری، اغلب فراموش میکنم که برای خوشبختی به چیز زیادی نیاز ندارم. این عکس همیشه یادآور آن لحظات ساده و آرام است.»
عکس دومینیک نشان میدهد که گاهی خلاقیت و الهام نه در سفرهای دوردست، بلکه درست در کنار ما و در سادهترین لحظات زندگی پیدا میشود.