میکروشیفتینگ چیست؟
اسمش شبیه «میکرودوزینگ» است، ولی برای کار. در واقع میکروشفتینگ یعنی انجام مسئولیتهای شغلیات در ساعاتِ زمانی که برایت مناسبتر است — نه در چارچوبِ سخت ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر.
این رویکرد در حقیقت، نوعی کار انعطافپذیرِ بسیار شدید است: بهجای بلوکهای طولانیِ کاریِ پیوسته، کار به بخشهای کوتاهِ غیرِ پیاپی تقسیم میشود، مطابق با الگوهای بهرهوری شخصی یا نیازهای زندگیِ روزمرهات.
میکروشفتینگ در عمل چگونه است؟
مثلاً ممکن است:
-
یک ساعت صبح زود بر روی کارت تمرکز کنی،
-
بعد تا ناهار بروی زمین تنیس،
-
یک بعدازظهر کامل را با دوستان بگذرانی و
-
شب تا دیروقت کار کنی تا عقبافتادگیها را جبران کنی.
اگر چنین برنامهای بهنظر بینظم میآید، باید گفت:
فقط زمانی بینظم است که عمداً انجام نشود؛ اگر عمداً اینگونه برنامهریزی شده باشد، میشود میکروشفتینگ.
چرا کسی این سبک را عمداً انتخاب میکند؟
برای اینکه بتوانی کار را حولِ تعهدات شخصیِ خودت بچینی، بهجای اینکه زندگیات را بر اساس جدول زمانیِ کار تنظیم کنی.
این تعهدات میتواند شامل:
در واقع، تقریباً ۳۰٪ از کارگران هیبریدی نوعی شغل دوم یا فعالیت جانبی دارند، بر اساس گزارشِ Owl Labs دربارهٔ آینده کار.
آیا این بهمعنی بازگشتِ کامل به دفترکار نیست؟
تا حدی، هنوز بسیاری از شرکتها به حضور کارکنان در دفتر اهمیت میدهند. طبق همان گزارش،
چرا میکروشفتینگ بهعنوان «آیندهٔ کار» مطرح میشود؟
این روند درواقع **از سوی کارکنانِ خودشان» شروع شده است، نه کارفرمایان. گزارشها نشان میدهند:
کارکنان حاضرند تا ۹٪ از درآمد سالانهٔ خود را فدای ساعتهای کاریِ انعطافپذیرتر کنند.
بعلاوه،
آیا این فقط برای نسل جوان است؟
نه — هرچند نسل Z بیشترین استفاده را میبرد،
ولی نسل هزاره (میلنیالها) هم تعهدات شخصیای دارند که میتواند از **برنامهٔ میکروشفتینگ بهره ببرد.
اگر کارت را انجام میدهی، باید اهمیتِ نظم یا selfish بودنِ کاربر را نادیده گرفت:
با زمانِ صرفهجوشده از عدم رفتوآمد یا حضور در دفتر بدون کارِ مفید، میکروشفتینگ ممکن است حتی از کار ۹ تا ۵ سنتی بهرهورتر هم باشد — اما نمیدانیم چطور باید این را اندازه گرفت.
چیزهایی که باید بگویی یا نه بگویی
بگو: «مرزهای روز کاری در حال بازتعریف است، و کارفرمایان باید خود را با آن تطبیق دهند.»
نگو: «ما در روزگار ما چیزی شبیه میکروشفتینگ داشتیم — اسمش را گذاشته بودیم بینظمی.»