عباس عبدی نوشت: کی متوجه میشویم که «دیگ جامعه » به جوش میآید یا مقاومت آن شکسته میشود؟ به نظر میرسد که حکومتهای قدیمی درکی معقولتر از ویژگیهای جامعه خود داشتند، به همین دلیل شاهد سلسلههای چند صدساله هستیم. چون درک آنان از جامعه تجربی و طبیعی بود و به علت روند آهسته تحولات و تغییرات اجتماعی، این درک از نسلهای قبلی به بعدی منتقل میشد. عباس عبدی در یادداشتی با عنوان «اشتباه مهلک» نوشت: چرا در شرایط حاضر به علوم اجتماعی، به ویژه اقتصاد، جامعهشناسی، تاریخ، روانشناسی اجتماعی بیش از علوم تجربی و دقیقا نیازمندیم؟ افزایش فشار به یک جسم و برحسب مقاومت آن و با رسیدن به یک نقطه بحرانی موجب خم شدن یا شکستن آن میشود. همچنین، هر مایعی پس از رسیدن به درجه معینی به جوش آمده و بخار میشود. اینها همه تجربی و قابل هزاران بار تکرار هستند، و جزییات آن با فرمول و دقت محاسبه میشود. با آغاز قرن بیستم، روند تحولات ایران تند و سریع شد، در نتیجه فهم و درک تجربی حکومتکنندگان از جامعه نسبت به واقعیت آن، دچار تأخُّر و پسافتادگی شد و راه چاره آن نیز توسعه علوم اجتماعی است. متأسفانه بیتوجهی و حتی دشمنی مدیریت کلان جامعه با این علوم بارز و برجسته است. نزد سیاستگذاران درک دقیقی از تحولات جامعه وجود ندارد چون اصولا علوم اجتماعی را نپذیرفتهاند. توجه ندارند جامعه هم در جایی میشکند.