ترس از جنگ چه تأثیری بر روان کودکان دارد؟
واکنش کودکان به فضای اضطرابآلود یکسان نیست. برخی مرتب درباره اتفاقات احتمالی سؤال میکنند؛ بعضی دیگر سکوت میکنند، بیشتر به والدین وابسته میشوند یا در برابر مسائل کوچک واکنشهای شدیدتری نشان میدهند.
اختلال خواب، کابوسهای شبانه، کاهش تمرکز، شبادراری، ناخنجویدن و پرخاشگری نیز از جمله نشانههایی هستند که ممکن است در شرایط ترس و اضطراب بروز پیدا کنند.
اضطراب ناشی از جنگ و بحرانهای نظامی میتواند احساس امنیت کودکان را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، متخصصان بر اهمیت کاهش مواجهه کودکان با اخبار خشونتآمیز و جلوگیری از قرار گرفتن مستقیم آنها در معرض تصاویر و روایتهای نگرانکننده تأکید میکنند.
البته بروز یک نشانه بهتنهایی به معنای ابتلای کودک به اختلال روانی نیست. آنچه اهمیت دارد، شدت و تداوم تغییرات رفتاری و تأثیر آنها بر خواب، بازی، ارتباط با دیگران و زندگی روزمره کودک است.
چگونه درباره جنگ با کودکان صحبت کنیم؟
محدود کردن مواجهه کودکان با اخبار خشونتآمیز ضروری است؛ اما محافظت از آنها صرفاً به خاموش کردن تلویزیون یا پنهان کردن تلفن همراه محدود نمیشود. کودکان ممکن است اخبار و اطلاعات مربوط به جنگ را از دوستان، مدرسه، شبکههای اجتماعی یا گفتوگوهای بزرگترها بشنوند.
اگر کودک هیچ توضیحی درباره اتفاقات اطراف خود دریافت نکند، ممکن است خلأ اطلاعاتی را با تصورات ترسناک و نگرانیهای شخصی پر کند. به همین دلیل، بهتر است واقعیتها با زبانی ساده و متناسب با سن کودک توضیح داده شوند.
در این گفتوگوها، لازم نیست تمام جزئیات یا سناریوهای احتمالی مطرح شود. مهمتر آن است که کودک فرصت داشته باشد سؤالهای خود را بپرسد و نگرانیهایش را بدون ترس از سرزنش بیان کند.
والدین باید به پرسشهای کودکان با آرامش پاسخ دهند و از انتقال نگرانیهای شخصی خود به آنها تا حد امکان پرهیز کنند. همچنین بهتر است اخبار از منابع معتبر و در زمانهایی دنبال شود که کودک مستقیماً در معرض تصاویر و روایتهای هراسآور قرار نگیرد.
نقش والدین در کاهش اضطراب جنگ در خانواده
والدین نمیتوانند درباره آینده تضمین بدهند یا همه اتفاقات بیرونی را تحت کنترل خود درآورند؛ اما میتوانند در محدوده توانشان، احساس همراهی و امنیت را در فرزندان تقویت کنند.
شنیدن حرفهای کودک، جدی گرفتن ترسهای او، حفظ برنامه خواب و غذا، ادامه بازی و فعالیتهای روزمره و پرهیز از گفتوگوهای هراسآلود در حضور کودکان، از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش فشار روانی آنها کمک کند.
نباید با جملههایی مانند «این چیزها مهم نیست» یا «دلیلی برای ترسیدن نداری»، احساس کودک را نادیده گرفت. چنین واکنشهایی ممکن است باعث شوند کودک نگرانیهای خود را پنهان کند و برای بیان احساساتش احساس امنیت نداشته باشد.
در مقابل، والدین میتوانند با جملاتی ساده به کودک اطمینان دهند که احساساتش را درک میکنند و او هر زمان که بخواهد، میتواند درباره نگرانیهایش صحبت کند.
اگر اضطراب کودک شدید یا ماندگار شود و خواب، رفتار، روابط یا فعالیتهای روزانه او را مختل کند، مراجعه به روانشناس کودک و دریافت کمک تخصصی ضروری است.
مهمترین پیام برای کودکان در روزهای اضطراب و ناامنی
در روزهایی که بزرگترها چشم به خبرها دوختهاند تا از آینده باخبر شوند، کودکان بیش از هر چیز به یک تکیهگاه قابلاعتماد نیاز دارند. شاید خانواده نتواند ابهامهای بیرونی را برطرف کند، اما میتواند اجازه ندهد خانه نیز به بازتاب دائمی همان اضطراب تبدیل شود.
جنگ، حتی پیش از آنکه رخ دهد، ممکن است در قالب نگرانی وارد زندگی روزمره شود. کودکان گاهی بدون آنکه بتوانند احساسات خود را به زبان بیاورند، ترس و ناامنی را از رفتار بزرگترها، گفتوگوهای روزمره و فضای حاکم بر خانه دریافت میکنند.
از این رو، مراقبت از سلامت روان کودکان در شرایط جنگ و بحران، از توجه به آنچه میشنوند، آنچه تصور میکنند و احساسی که در سکوت با خود حمل میکنند، آغاز میشود. خانواده با ایجاد فضایی امن برای گفتوگو، حفظ ثبات در زندگی روزمره و پذیرش احساسات کودکان میتواند به آنها کمک کند تا در مواجهه با اخبار نگرانکننده، احساس تنهایی و بیپناهی کمتری داشته باشند.
برگرفته از خبرآنلاین