به گزارش ستاره صبح آنلاین، علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش، در واکنش به مطالب منتشرشده درباره استعفای معلمان گفت: «استعفای معلمان شایعه است و چنین موضوعی صحت ندارد.» او تاکید کرد که با بازگشایی حضوری مدارس، معلمان و دانشآموزان از حضور در کلاسها استقبال کردهاند و این وضعیت را حتی در استانهایی مانند هرمزگان نیز مشاهده میتوان کرد. فرهادی در عین حال گفت فضاسازیهایی درباره مدارس با هدف تحتالشعاع قرار دادن آموزش حضوری و تعطیلی آن شکل گرفته و بیشترین آسیب چنین وضعیتی متوجه دانشآموزان خواهد شد.
این اظهارات تازهترین موضع وزارت آموزش و پرورش درباره ماجرایی است که طی روزهای گذشته با انتشار ویدئوهایی از استعفای برخی افراد در شبکههای اجتماعی به یکی از بحثهای پرحاشیه آغاز سال تحصیلی تبدیل شده است. پیش از فرهادی، علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش نیز در اصفهان این موضوع را رد کرده و گفته بود بیش از ۶۵۰ هزار کلاس درس با معلمان اداره میشود. او حتی تاکید کرده بود برخی افرادی که در فضای مجازی از استعفا سخن گفتهاند، اساساً معلم نبودهاند.
مسئله فقط تعداد استعفاها نیست
اما ماجرا به همین سادگی قابل جمعبندی نیست. پیش از این دو فعال صنفی در گفتوگو با رویداد ۲۴ تاکید کرده بودند که استعفاهای منتشرشده را نمیتوان یک حرکت سازمانیافته دانست. محمدتقی فلاحی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران، گفته بود این اقدامات بیشتر فردی است و انتشار ویدئوها در فضای مجازی میتواند معلمانی را که پیشتر درباره ترک شغل مردد بودهاند، به چنین تصمیمی نزدیک کند.
محمدرضا نیکنژاد، فعال صنفی و کارشناس آموزش نیز تعداد دقیق استعفاها را نامشخص دانسته و گفته بود دستکم چند مورد با انتشار ویدئو همراه شده است، اما مسئله مهمتر از تعداد استعفاهای ثبتشده، معلمانی هستند که همچنان در آموزش و پرورش ماندهاند، اما به ترک شغل فکر میکنند؛ بنابراین میان دو گزاره لزوماً تناقضی وجود ندارد؛ ممکن است «موج گسترده استعفا» به معنای آماری آن وجود نداشته باشد، اما همزمان نارضایتی و تمایل به خروج از سیستم در بخشی از معلمان جدی باشد. اتفاقاً همین فاصله میان آنچه در شبکههای اجتماعی دیده میشود و آنچه آمار رسمی درباره آن اعلام میکند، بخش مهمی از مسئله است.
آموزش و پرورش همزمان با تکذیب استعفا، از کمبود نیرو میگوید
یکی از نکات قابل توجه در اظهارات اخیر مسئولان، وضعیت نیروی انسانی آموزش و پرورش است. علیرضا کاظمی هشتم مهر اعلام کرد که امسال حدود ۳۰ هزار نفر از مسیر ماده ۲۸ جذب نشدند و پنج هزار سهمیه سربازمعلم نیز برای پوشش نقاط کور در اختیار آموزش و پرورش قرار نگرفت. با این حال، وزیر گفت سال تحصیلی با آرامش آغاز شده است.
کاظمی چند روز قبلتر نیز گفته بود نیاز جدی آموزش و پرورش برای جذب نیرو بین ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر است و قرار است وضعیت نیروی انسانی برای سال آینده دوباره بررسی شود.
این ارقام نشان میدهد حتی بدون در نظر گرفتن استعفاهای اخیر، آموزش و پرورش با مسئله کمبود نیروی انسانی روبهرو است؛ بنابراین اگر خروج نیروهای باتجربه در سالهای آینده افزایش پیدا کند، مسئله فقط خالی شدن چند کلاس نخواهد بود؛ بلکه کیفیت و تجربه نیروی انسانی نیز اهمیت پیدا میکند.
چرا استعفای معلمان تا این اندازه خبرساز شده است؟
بخش دیگری از ماجرا به وضعیت معیشتی فرهنگیان برمیگردد. در هفتههای پیش از آغاز سال تحصیلی نیز کارزاری با مشارکت بیش از ۳۵ هزار معلم و دانشجومعلم برای افزایش معنادار حقوق شکل گرفت. امضاکنندگان این کارزار خواستار رسیدگی به وضعیت معیشتی و اصلاح نظام پرداخت شدند.
فعالان صنفی که پیشتر با رویداد۲۴ گفتوگو کرده بودند نیز میانگین دریافتی معلم باسابقه را حدود ۲۵ میلیون تومان عنوان کرده و نسبت به فاصله آن با هزینههای زندگی هشدار داده بودند. البته رقم دریافتی معلمان بسته به سابقه، رتبه، مزایا و وضعیت استخدامی متفاوت است و نمیتوان یک رقم را به همه فرهنگیان تعمیم داد.
با این حال، حتی اگر تعداد استعفاهای واقعی بسیار کمتر از آن چیزی باشد که در شبکههای اجتماعی دیده میشود، وجود چنین فشارهایی را نمیتوان صرفاً با مسئله «فضاسازی» توضیح داد. خود شکلگیری یک کارزار گسترده برای افزایش حقوق و تکرار مطالبات صنفی در سالهای گذشته نشان میدهد نارضایتی معیشتی موضوع تازهای نیست.
دفاع از آموزش حضوری، جای پاسخ به بحران معلم را نمیگیرد
فرهادی در موضع جدید خود بر پیامدهای آموزش غیرحضوری و ضرورت حفظ مدرسه حضوری تاکید کرده است؛ موضوعی که از نظر آموزشی اهمیت دارد. وزارت آموزش و پرورش نیز به نتایج آزمونهای بینالمللی و امتحانات نهایی برای توضیح آسیبهای فاصله گرفتن دانشآموزان از کلاس درس اشاره کرده است.
اما دفاع از آموزش حضوری یک سوی ماجراست و حفظ نیروی انسانی سوی دیگر آن. اگر مدرسه قرار است حضوری باشد، مسئله بعدی این است که چه کسی باید این کلاسها را اداره کند و با چه انگیزه و شرایطی.
در نهایت، شاید مهمترین نکته در ماجرای اخیر این باشد که بحث را نمیتوان فقط میان «موج استعفا» و «شایعه استعفا» خلاصه کرد. شواهد موجود فعلاً برای اثبات یک استعفای گسترده و سازمانیافته کافی نیست و حتی وزیر و سخنگوی وزارتخانه نیز چنین روایتی را رد کردهاند. در مقابل، کمبود نیروی انسانی، کارزارهای معیشتی و اظهارات فعالان صنفی درباره تمایل بخشی از معلمان به ترک شغل، مسائلی واقعی هستند که نمیتوان آنها را صرفاً با تکذیب و نسبت دادن ماجرا به فضای مجازی کنار گذاشت. مسئله اصلی آموزش و پرورش شاید فعلاً تعداد معلمانی که استعفا دادهاند نباشد؛ بلکه این باشد که چه تعداد از معلمان، با وجود ماندن در کلاس، دیگر آینده شغلی خود را در این سیستم قابل دوام نمیبینند.