باشگاه قدرتهای بزرگ اوراسیا
سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۰۱ با حضور چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان شکل گرفت. این سازمان در ادامه مسیر توسعه خود، هند و پاکستان را در سال ۲۰۱۷، ایران را در سال ۲۰۲۳ و بلاروس را در سال ۲۰۲۴ به جمع اعضای کامل اضافه کرد و اکنون ۱۰ عضو اصلی دارد.
در کنار این کشورها، قزاقستان و کشورهای آسیای مرکزی نیز از نظر انرژی، مواد معدنی، موقعیت ترانزیتی و اتصال شرق و غرب اهمیت فراوانی دارند. پاکستان با جمعیت عظیم خود و بلاروس با پیوندهای اقتصادی و ژئوپلیتیکیاش با روسیه نیز بر گستره این سازمان افزودهاند.
بازار عظیم
یکی از مهمترین شاخصهای قدرت شانگهای، جمعیت اعضای آن است. چین و هند بهتنهایی بیش از یکسوم جمعیت جهان را در خود جای دادهاند و با اضافه شدن پاکستان، روسیه، ایران و کشورهای آسیای مرکزی، شانگهای به مجموعهای با بیش از سه میلیارد نفر جمعیت تبدیل میشود. در مجموع جمعیت کشورهای عضو، حدود ۳.۴۶ میلیارد نفر معادل ۴۲ درصد جمعیت جهان است.
بر اساس برآوردهای صندوق بینالمللی پول در سال ۲۰۲۵، تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، حدود ۲۶.۸ تریلیون دلار بوده است. پیشبینی برای سال ۲۰۲۶ افزایش تا ۳۵ درصد از تولید ناخالص جهان است.
ترکیب اقتصادی کشورهای عضو این سازمان، در حال نزدیک شدن به گروه ۷ با سهم حدود ۴۰-۴۵ درصد از اقتصاد جهانی است و اگر روند کنونی ادامه یابد، تا اوایل دهه ۲۰۳۰، کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، از نظر وزن اقتصادی با کشورهای عضو گروه ۷ برابری خواهد کرد.
ایران و فرصت خروج از بنبستهای تحریمی
برای ایران، اهمیت شانگهای شاید بیش از هر چیز در فرصتهای اقتصادی آن باشد. ایران سالها با محدودیتهای ناشی از تحریمهای آمریکا مواجه بوده است. تحریمها نهتنها فروش نفت، بلکه انتقال پول، بیمه، حملونقل و همکاری بانکی را نیز تحت تأثیر قرار دادهاند.
در چنین شرایطی، عضویت در سازمانی که چین، روسیه، هند و بسیاری از کشورهای مهم منطقه در آن حضور دارند، میتواند ظرفیتهای تازهای ایجاد کند.
نخستین فرصت، گسترش تجارت با ارزهای ملی است. هرچه ایران بتواند بخش بیشتری از تجارت خود با شرکای بزرگ را خارج از مدار دلار انجام دهد، یکی از ابزارهای فشار تحریمی آمریکا کماثرتر خواهد شد. حضور بانک مرکزی ایران در گفتوگوهای مربوط به گسترش تسویه با ارزهای ملی نیز نشان میدهد تهران به این مسیر توجه دارد.
فرصت دوم، گسترش کریدورهای ترانزیتی است. ایران در نقطهای قرار گرفته که میتواند شمال و جنوب و شرق و غرب را به یکدیگر متصل کند. اتصال روسیه به آبهای جنوبی، ارتباط آسیای مرکزی با خلیج فارس و پیوند مسیرهای چین و هند با بازارهای منطقه، همگی ظرفیتهایی هستند که میتوانند جایگاه ایران را در اقتصاد اوراسیا افزایش دهند.
فرصت سوم، بازار انرژی است. ایران دارای ذخایر عظیم نفت و گاز است و در عین حال، چین و هند از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان محسوب میشوند. عضویت فعالتر ایران در ترتیبات اقتصادی و انرژی شانگهای میتواند به تثبیت بازارهای صادراتی و ایجاد سازوکارهای جدید همکاری کمک کند.
فرصت چهارم، تنوعبخشی به شرکای اقتصادی است. یکی از مشکلات اقتصاد تحریمشده، محدود شدن گزینههاست. هرچه تعداد مسیرهای تجاری، بانکی و حملونقلی ایران بیشتر شود، قدرت تحریمکننده برای مسدود کردن همه مسیرها کاهش پیدا میکند.
البته عضویت در شانگهای به معنای پایان تحریمها نیست. چین، روسیه، هند و دیگر اعضای سازمان، هر کدام منافع اقتصادی خود را دارند و همه آنها حاضر نیستند برای همکاری با ایران، هزینه نامحدود تحریمهای ثانویه آمریکا را بپردازند.
اگر ایران بتواند تجارت خود را با چین، هند، روسیه و آسیای مرکزی افزایش دهد، اگر کریدورهای حملونقل خود را توسعه دهد، اگر سازوکارهای مالی و تسویه با ارزهای ملی را عملیاتی کند و اگر همکاریهای انرژی خود را از سطح توافقهای سیاسی به پروژههای اقتصادی واقعی برساند، هزینه تحریم برای اقتصاد ایران کاهش خواهد یافت.
به بیان دیگر، شانگهای بهتنهایی تحریمها را خنثی نمیکند، اما میتواند بخشی از زیرساخت لازم برای کاهش اثر تحریمها را فراهم کند.