نسخهای برای همه ادیان
یادداشتی از: ابوالفضل فاتح
بیتردید پاسخ مکتوب آیتالله سیستانی، بار دیگر ابعاد فکری «مکتب سیستانی» را نمایان ساخته است؛ مکتبی که بر استقلال نهاد دین، کرامت انسان و صیانت بلندمدت از هویت شیعی استوار است. این توصیه نه یک موضوع جزئی وفرعی، بلکه بخشی از یک چارچوب کلان و منظومهای راهبردی است که در آن هرگونه وابستگی ساختاری روحانیت به دولتها یا جریانات سیاسی، تهدیدی برای اصالت دینی، طهارت اخلاقی و اعتماد عمومی تلقی میشود.
در «مکتب سیستانی» سه اصل بنیادین برجستگی ویژه دارند:
الف: حفظ هویت با پیوند به نص و اصالتها از یکسو و استقلال نهاد دین از سوی دیگر؛
ب: محوریت حکمت و کرامت انسانی در فهم فقه اجتماعی و استنباط روابط درون دینی و میان ادیانی؛
ج: گفتوگو، اعتدال و همزیستی اجتماعی بهعنوان راهبرد پایدار جامعه شیعی در جهانی پرتنش.
گفتمان نوین تشیع
در دو دهه گذشته، حضرت آیتالله سیستانی مبتنی بر این اصول و با رویکردی منظومهای و ترکیبی نظاممند و برآمده از عقلانیت فقهی، تجربه تاریخی و وجدان اخلاقی، نقش کمنظیری در شکلدهی به «گفتمان نوین تشیع» ایفا کردهاند. دفاع از حقوق بنیادین و کرامت انسانی، حق اعتراض مسالمتآمیز، تأکید بر دولت مدنی، اصرار بر انتخابات آزاد و منصفانه، حمایت از گفتوگوی بین دینی و حقوق اقلیتهای دینی، و جلوگیری از تنشهای فرقهای، مقابله با جهل و افراطیگرایی داعشی، حمایت از مظلومان و ستمدیدگان و حفظ استقلال از قدرت های جهانی از شاخصههای بارز سیاسی و اجتماعی این مکتب است؛ شاخصههایی که تأثیرات آن از حوزهی نجف اشرف بسی فراتر رفته و در حال ساختن الگوی تازهای از قدرت نرم و معنوی برای تشیع در جهان معاصر است.
با این نگاه، خطاب اخیر درباره استقلال امامان جماعت از وابستگی اقتصادی به دولتها، بخشی از ایدهی اخلاقی و رویکردی است که هدف آن حفظ هویت و شفافیت معنوی تشیع و پیشگیری از هرگونه مداخله یا دستکاری قدرتها در نهاد دین و ممانعت از دورگه شدن صدای مذهب با آمیختگیهای ناروا است. حضرت آیتالله سیستانی از نجف اشرف، الگویی ارائه میکند که در آن مرجعیت و روحانیت، وابسته یا ذیل قدرتها تعریف نشود؛ بلکه نهادی اصیل و الهی، مستقل و عقلانی، ناظر و اخلاقمحور، و به مفهوم واقعی حامی و متکی بر مردم بماند. از همین روی، شاهد بودهایم از زمان زعامت بر حوزه نجف اشرف بیش از دو دهه قبل، حوزه را از هرگونه بودجه دولتی و طلاب را از مشاغل دولتی منع و پرهیز دادهاند.
توصیهای نجاتبخش
گرچه این توصیه به مؤمنان و ائمه جماعت و بهعنوان سفارشی بلندمدت در صیانت از روحانیت و مساجد و منابر و میز خطابههای تشیع صادرشده است، اما میتوان از آن بهعنوان نسخهای برای تمامی مذاهب و ادیان و توصیهای نجاتبخش با کاربست فرامذهبی و فرا دینی یادکرد. حساب کثیری از رهبران فکری و مذهبی و مؤمنان حقیقتجویی که در طی قرون و اعصار پرچم آزادگی و انسانیت و معنویت برافراشتند و جان در این مسیر نهادهاند جدا، اما نیک میدانیم که در طول تاریخ، وابستگی دستهای از روحانیان به دربارها و حکومتها در مذاهب و ادیان مختلف، چه بر سر ادیان و پیروان مذاهب آورده است و چگونه مداخلات و تطمیع قدرتها در اقصی نقاط عالم، حریت و استقلال کثیری از نهادها و شخصیت های دینی را مخدوش ساخته است. دیدهایم که چگونه گروهی از نهادهای دینی در سراسر جهان، پس از مدتی و پس از انحراف از مسیر کلیدی به بخشی از هژمونی مسلط تبدیل و بهجای توحید و رهایی ملتها و ابتنای امور به معرفت و عدالت، سلوکشان مشروعیت بخشی به طبقات و نظام های ناعادلانه و توجیه حاکمان فاسد و تحریف ادیان و مذاهب شده است. این را در چهرهی دوگانهی برخی رهبران ونهادهای مذهبی جهان میبینیم که وقتی از حقیقت فاصله میگیرند، یکسوی آن به جهل و خرافه و تزویر و زور و افراط میگراید. این همان چهرهای است که متأسفانه رویکردهای ضد دینی مدام آن را مستمسک قرار میدهند تا آن را تعمیم داده و هر چه دین و ایمان است از ریشه بخشکانند.
استقلال محراب از قدرت
نسخهای که آیتالله سیستانی از انسان مؤمن در منظومهای از فتاوی و سلوک سیاسی و اجتماعی تمنا میکنند و همین نسخهای که برای استقلال محراب از قدرتها و صیانت از اعتماد ائمه جماعت در کشورهای اسلامی ارائه میدهند، بسی مغتنم است: منظومهای که اهتمامش نهتنها صیانت از امروز و آیندهی تشیع، بلکه پاسداری از شأن انسان و ایمان و عبادت، و بنیانهای همزیستی انسانی و معنوی در مقیاس جهانی است.