کاش سرعت گذر زمان بیشتر میشد.کاش این روزهای آتش و خون زودتر پایان مییافت. آرزویم این است که ایران بماند و وطن دوام بیاورد.
در زمانهای که جنگطلبان، دست بالا دارند و در میدانی چنین پرالتهاب تصمیم شورای موقت رهبری در پایان دادن به حمله به کشورهای منطقه گامی درست و جدی در راستای کاستن از شکلگیری ائتلاف عربی علیه ایران و یافتن راهی برای برونرفت از جنگ و ویرانی است.
ایران و کشورهای منطقه در یک جغرافیا هستند. رخدادهای چون جنگ و حضور بیگانگان برگرفته از سیاستهای گذراست. جنگ افروزان خارجی سرانجام از منطقه خواهند رفت، اما ایران و همسایگانش خواهند ماند.
ایران باید بماند تا بتواند بستر ساختارهای مناسب برپایه رأی، اراده و خواست مردم را بنا کند. آنها که گمان میکنند ویرانی ایران راه را برای به قدرت رسیدنشان هموار میکند نه تاریخ خواندهاند و نه از آن درس گرفتهاند.
داستان احمد چلبی، سیاستمدار عراقی که در دوران تبعید خود تلاش کرد تا دولت بوش را برای حمله به عراق توجیه کند، اما سرانجام دستش به قدرت نرسید و در خانه خود در بغداد درگذشت، عبرت آموز است. برخی از جوانانی که از سرخشم با حاکمیت و با هیجان و شعار گمان میکنند که کسی را میآورند که زندگی آنها را بسازد پس از دیدن اینهمه زندگی هائی که میسوزد در اندیشه فرو خواهند رفت و در نگرش خود بازنگری خواهند کرد.
آنچه باید بماند میهن است و آنکه باید وطن را بسازد جوانان ایرانزمین هستند، همان جوانانی که پارهای از آنها وفادار به حاکمیت و گروهی از آنان مخالف حاکمیت کنونی و آزرده و اندوهگین ونگرانند .
در ایران پس از پایان جنگ، همگان باید مشی مسالمتآمیز را پیشه کنند و داور نهائی، خرد همگانی بر پایه صندوق رأی و انتخابات آزاد باشد. ماندن در کینه و نفرت راهگشای ما نخواهد بود و بازتولید خشونت و حذفها مشکل کشور را حل نمیکند. پایه همبستگی ملی منافع ملی است .وقتی اینچنین است باید همه هشیار باشیم و به جنگ و خشونت نه بگوییم و شعارمان حفظ ایران یکپارچه باشد.
به امید رسیدن بهروزهای خوب برای ایرانزمین.