مصلحان امروز باید در دو جبهه بجنگد: 1.تصمیمات نسنجیده داخلی 2. ارتجاع سیاه اپوزیسون خارجی!
گزارش ریاست دانشگاه صنعتی شریف از حوادث دانشگاه در هفته قبل نشان میدهد، دانشجو نماهای سهمیهای که اغلب با معدل حدود 13 وارد این دانشگاه شده بودند در اعتراضات و آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی که نماد کشور است، نقش داشتهاند.
از طرفی ریاست سازمان سنجش که شانزده سال مسئولیت این سازمان را به عهده داشته در گزارش خود به شورای انقلاب فرهنگی از حذف سهمیهبندی در آزمون سراسری دانشگاهها بعد از 36 سال پایان جنگ 8 ساله ارائه کرد که به این گزارش توجه نشد و کماکان با اجرای سهمیهبندی مانع ورود نخبگان به دانشگاههای برتر شدند. نخبگان بهناچار برای تحصیل در رشتههای موردعلاقه خود به خارج میروند و بسیاری از آنها بعد از اتمام تحصیل بازنمیگردند. این نمونهای از جهل تصمیمات بیخردانه در داخل است!
عدم کنترل اعتراضات اخیر و ایجاد زمینه برای تبدیل آن به اغتشاشات نمونه دیگری از جهل است. آیا راه دیگری جز برخورد خشن با اعتراضات جوانان وجود نداشت! طبق آمار رسمی بیش از ۷۷٪ جمعیت معترض کمتر از 30 سال سن داشتند.
دستور رئیسجمهور به وزیر علوم برای تشکیل کمیته حقیقتیاب قابلتقدیر است ولی خردمندان علاج واقعه را قبل از وقوع میدانند نه بعدازآن!
به وزیر علوم پیشنهاد میشود از رئیسجمهور برای عضویت در کمیته حقیقتیاب دعوت به عمل آید چون او از حقیقت مطلع است.
بعد از فاجعه دیماه خبرنگار یکی از روزنامهها با اینجانب تماس گرفت و پرسید آیا این حوادث تکرار انقلاب ۵۷ نیست؟ پاسخ دادم خیر! متفاوت است، البته اپوزیسیون خارج سعی دارد کاریکاتور انقلاب ۵۷را عمل کند ولی نمیداند که انقلاب ۵۷ یک انقلاب ایدئولوژی بود و محور آن آزادی و عدالت بود چون در آن زمان مردم از رفاه نسبی برخوردار بودند ولی در حوادث دیماه و سال 96 و 98 اعتراض به وضعیت معیشت و فقر بوده است. اعتراضات از بازار شروع شد و گرسنگان حاشیهنشین به آن پیوستند و از این نظر اعتراضات دیماه شبیه به انقلاب گرسنگان در فرانسه (سال 1789) است. اعتراضات گرسنگان علیه باندهای مافیایی مرفه است که به خیابان آمد.
روایت آمار از تظاهرات دیماه نشان میدهد۶۵٪ از طبقه فرودست و ۷۷٪ زیر 30 سال و ۸۸٪ مرد بودند. این آمار بیانگر حضور بیکاران و گرسنگان در اعتراضات بوده است. موجسواری ضد حاکمیت این اعتراضات را به خشونت کشید. متأسفانه تصمیمات نسنجیده، نخبگان را از صحنه خارج کرده است!
گسل بین نسلی موجب عدم اطلاع جوانان از ماهیت رژیم شاهنشاهی بوده است لذا به دعوت پهلوی لبیک گفتند و خواهان بازگشت به گذشته هستند. آنها خواستار بازگشت پرچم شیر و خورشید و تغییر اسامی دانشگاهها بهنامهای قبل از انقلاب هستند. این یعنی برگشت به گذشته یا ارتجاع سیاه !
برای آگاهی این نسل دعوت میشود دو جلد کتاب خاطرات «علم » وزیر دربار پهلوی دوم را مطالعه کنند تا ماهیت رژیم سلطنتی را بشناسند!
این نوشتار را با شعری از حافظ به پایان میبرم:
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هرکه آینه سازد سکندری داند
نه هرکه طرف کله کج نهادو تند نشست
کلاهداری آینه سروری داند