به گزارش جماران، رسپانسیبل استیتکرفت نوشت: به نظر میرسد دولت ترامپ در حال نزدیکتر شدن به یک جنگ آمریکا با ایران است و در جناح راست ــ از جمله در میان جریان ماگا (MAGA) ــ افراد زیادی علیه این مسیر بسیج شدهاند. با این حال، به نظر میرسد صدای آنان این بار بسیار بیش از گذشته در هیاهو گم شده است.
مارجری تیلور گرین سهم خود را در این مخالفت ایفا میکند. این نماینده پیشین جمهوریخواه روز چهارشنبه در شبکه ایکس نوشت: «آمریکاییها نمیخواهند با ایران وارد جنگ شوند!!!» و افزود: «آنها به "نه به جنگهای خارجی بیشتر و نه به تغییر رژیم" رأی دادهاند.»
سناتور رند پال اعلام کرده است: «ما کاملاً حق داریم از نیروهایمان دفاع کنیم و تهدیدها را ساقط کنیم. اما نمیتوان با بمباران یک رژیم، آزادی را تحمیل کرد.» تامس مسی، عضو مجلس نمایندگان، نیز با جنگ با ایران مخالفت کرده و خواستار رأیگیری در کنگره شده است.
کرت میلز، مدیر اجرایی نشریه امریکن کنسروتیو، نیز در برابر جنگطلبان واشنگتن ایستاده است. او اخیراً به استیو بنن، متحد و مشاور سابق ترامپ، گفته که اندیشکده نومحافظهکار «بنیاد دفاع از دموکراسیها» در حال «پیش راندن مسیر جنگ» با ایران است و «نقش مهمی در تدوین بخش قابل توجهی از سیاست ایرانِ ترامپ داشتهاند. آنها شیپور جنگ را به صدا درآوردهاند.»
چهرههای نزدیک به ماگا مانند دیو اسمیت، کمدین لیبرتارین و مهمان ثابت پادکست جو روگن، نیز زنگ خطر را به صدا درآوردهاند. اسمیت درباره مروجان جنگ در جناح راست گفته است: «اگر شروع کردند درباره جنگ با ایران با شما صحبت کنند، با آنها مثل دشمن رفتار کنید.»
جاستین لوگان، جان هافمن و برندَن پی. باک از مؤسسه کیتو نیز درباره افزایش حضور نظامی هشدار دادهاند؛ همانطور که قاضی اندرو ناپولیتانو، داگ مکگرگور، دنی دیویس و در نهایت ــ و قطعاً مهم ــ ران پال، نماینده پیشین کنگره، نامزد ریاستجمهوری سابق و چهره شاخص لیبرتارین، نیز موضعگیری کردهاند.
اما سکوت نسبی در دیگر محافل نگرانکننده است.
استیو بنن بمباران تهران از سوی آمریکا را «دیوانگی» خوانده بود ــ اما آن اظهارنظر مربوط به نزدیک به یک ماه پیش است. تاکر کارلسن، که مدتهاست با جنگ با ایران مخالف است، گفته بود اگر ترامپ جنگی با ایران آغاز کند، این اقدام «توهینی آشکار به میلیونها رأیدهندهای خواهد بود که به امید ایجاد دولتی رأی دادند که بالاخره آمریکا را در اولویت قرار دهد.» اما آن سخنان هشت ماه پیش بیان شد؛ پیش از آنکه ترامپ برای نخستین بار در عملیات «چکش نیمهشب» ایران را بمباران کند.
کارلسن امروز به اندازه گذشته درباره حجم عظیم توان نظامی که در منطقه انباشته شده ــ و از آرایش نظامی واشنگتن در ژوئن بسیار فراتر رفته ــ صراحت ندارد. البته به انصاف، او در گفتوگوی تقریباً ۹۰ دقیقهای خود با مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، که روز جمعه منتشر شد، مسئله ایران را به چالش کشید.
او در بخشی از این گفتوگو خطاب به هاکبی گفت: «من هرگز با یک آمریکایی ملاقات نکردهام که فکر کند ــ مگر کسانی که به دلایل ایدئولوژیک وانمود میکنند چنین فکری دارند ــ تهدید فوری علیه آمریکا به ایران مربوط است.» این سخنان در جریان بحثی طولانی درباره ادامه کمک ۳.۸ میلیارد دلاری آمریکا به اسرائیل مطرح شد. او همچنین از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به دلیل فشار بر ترامپ برای حمله به ایران انتقاد کرد.
کارلسن گفت: «من اصلاً به ایران اهمیت نمیدهم. من به آمریکا اهمیت میدهم. اگر نابود کردن ایران کشور مرا ثروتمندتر کند، بگویید من موافقم. و اگر نکند، کاملاً مخالفم. به همین سادگی. فکر میکنم بیشتر آمریکاییها همین احساس را دارند، نه؟»
میتوان یادآور شد که مخالفت با رئیسجمهور درباره جنگ ــ یا هر موضوع دیگری ــ کار سادهای نیست. گرین و مسی در حال حاضر تا حدی مورد خشم ترامپ قرار دارند که او تهدید کرد برای شکست دادن گرین در انتخابات مقدماتی اقدام کند؛ گرین نیز در نهایت بازنشسته شد. همزمان ترامپ از رقیبی در انتخابات مقدماتی علیه مسی حمایت میکند. او در سخنرانیهایش مرتباً از مسی و پال به عنوان سوژه تمسخر استفاده میکند و آنها را با عباراتی مانند «احمق» و «بازنده» خطاب میکند.
پس رئیسجمهور به چه کسانی گوش میدهد؟
سناتور لیندزی گراهام، جمهوریخواه جنگطلب باسابقه، زمان زیادی را با رئیسجمهور گذرانده است. او حتی با لحنی بیپروا درباره احتمال کشته شدن آمریکاییها در یک جنگ سخن گفته و اظهار داشته: «آیا ممکن است نیروهای ما در منطقه هدف قرار بگیرند؟ قطعاً بله. آیا اگر حمله تمامعیاری انجام دهیم، ایران میتواند پاسخ دهد؟ قطعاً بله.»
او افزوده است: «فکر میکنم ریسکی که با این کار همراه است، بسیار کمتر از ریسکی است که با عقبنشینی، قطع حمایت و عمل نکردن به وعدههایتان همراه خواهد بود.»
به نظر میرسد سناتور گراهام استدلال میکند که کشته شدن نظامیان آمریکایی در چارچوب جنگی که توضیح قانعکنندهای برای افکار عمومی ندارد، هزینهای قابل قبول است. این موضع از سوی فردی که پیشتر گفته بود باید به خاطر برنامه هستهای کره شمالی وارد جنگ شویم، زیرا «اگر هزاران نفر بمیرند، آنها آنجا میمیرند، نه اینجا»، و بهسادگی از «محو کردن ایران از روی نقشه» سخن گفته، چندان دور از انتظار نیست.