ستاره صبح - فائزه صدر: مرزهای جنگ و صلح در منازعه میان تهران و واشنگتن چنان کم رنگ شده که این درگیری دیگر در چارچوب جنگ های کلاسیک قابل تحلیل نیست و برای گفتوگو درباره اش باید الگوی منازعهای چندلایه را ترسیم کرد. در جنگی که شاهد حملات سایبری و نرم افزاری هستیم، از حمله اتمی نیز سخن گفته میشود. که ممکن است زمینه بروز جنگ جهانی سوم را فراهم بیاورد. علی ودایع، کارشناس و تحلیلگر سیاسی در گفتوگو با ستاره صبح به بررسی سطح تنش و احتمال از سرگیری جنگ پرداخته که در ادامه میخوانید:
علی ودایع در تشریح نوع درگیری میان ایران و آمریکا گفت: از دید من آنچه در تنگه هرمز بین ایران و آمریکا رخ داد جنگ نبود، بلکه دو طرف در حال تبادل آتش بودند. ولی این احتمال وجود داشت که طرفین از این مسیر وارد جنگ سوم شوند.
وی در ادامه اضافه کرد: در روزهای تبادل آتش یا در دوره ضربات تاکتیکی وارد جنگ نشدیم، چرا که جنگ در پیرامون تنگه هرمز، فرسایشی و پرهزینه است و طرفین با این تبادل آتش درصدد جلوگیری از وقوع جنگی بزرگتر هستند. ودایع جنگ سوم را درگیری خطرناکی توصیف کرد و در این رابطه تصریح کرد: گزینه جنگ سوم زمانی شروع میشود که حملات طرفین به سطحی بالاتر برسد. فاصله بین این ضربات تاکتیکی و جنگ سوم اندک است. معادلات جنگ نشان داد که هیچ یک از طرفین مرز باریک را رد نکردند. برخوردی که در جنگ سوم مشاهده خواهد شد خشن تر از جنگ ۴۰ روزه پیش بینی میشود به طوری که تبعات آن منطقه و جهان را درمی نوردد.
وی افزود: ما در روزهای گذشته تا نقطه شروع جنگ سوم رفته و برگشته ایم، ولی جنگ شروع نشد. تبعات جنگ سوم میان ایران و آمریکا چنان گسترده خواهد بود که دیگر نمیتوانیم از آن جنگ به عنوان جنگی منطقهای یاد کنیم. شاید ترامپ به سمت استفاده از سلاح تاکتیکی برود. ترکش های چنین جنگی دامنگیر بسیاری خواهد شد و بازیگران متعددی را درگیر خواهد کرد.
این کارشناس سیاست خارجی با اشاره به عدم تمایل کشور های همسایه به تشدید تنش، اظهار داشت: عربستان سعودی بیش از بقیه کشور های منطقه وضعیت را درک میکند و معنای جنگ و صلح در خاورمیانه را میفهمد. سعودیها بعد از درگیری با یمنیها و مشاهده تبعات این درگیری در امنیت، اقتصاد، بورس، گردشگری و... به خوبی فهمیدند که باید تحت هر شرایطی صلح در خاورمیانه را انتخاب کنند.
وی افزود: تجربه جنگ نشان داد که چهار گونه درگیری نظامی هم زمان و مکمل هم واقع شدند. جنگ ترکیبی، جنگ نامتقارن و ناهمتراز، جنگ شناختی و جنگ شبکهای در تجربه حملات قبلی دیده شد.
این کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی ضمن تشریح نوع همکاری میان واشنگتن و تل آویو درباره ایران، اضافه کرد: بین آمریکا و اسرائیل در مورد ایران واگرایی و همگرایی وجود دارد. نگاه صفر و صدی به این موضوع تحلیل درستی به ما نمیدهد. الگوریتمی در داخل آمریکا وجود دارد و در رابطه با ایران سیاستها مخالفان و موافقان قدری دارد. فضای داخلی اسرائیل هم به همین صورت است. انتخابات کنست در راه است و نظرسنجیها نشان میدهد حزب لیکود متحمل شکست خواهد شد. همین الان هم چنددستگی بین احزاب دست راستی کار دولت را سخت کرده است. جنگ میتواند به وضعیت متزلزل در اسرائیل پایان دهد و اسرائیلیها را با هم متحد کند.
وی گفت: جنگ با ایران برای نتانیاهو فرصتی ویژه است تا دولت اش را احیا کند. اتهاماتی که نتانیاهو درگیر ان است در یک شرایط عادی به حیات سیاسی وی پایان میداد، جنگ کمک کرده که عمر سیاسی او به امروز برسد. کاراکتر نتانیاهو به دنبال توسعه تنش و وقوع جنگ است، ضمن اینکه از نظر حمایت جامعه اسرائیل، بخش بزرگی از مردم آن منطقه حامی جنگ هستند و همین به نتانیاهو کمک میکند جنگ سوم را کلید بزند.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به نقش معاون اول رئیسجمهور آمریکا در سیاست های ایالات متحده نسبت به ایران، در این خصوص یادآور شد: اما در این مسیر شاهد واگرایی معناداری بین نتانیاهو و جی دی ونس هستیم. ونس میخواهد در پرونده ایران نقش پلیس خوب را بازی کند. مدل حملات نتانیاهو و رسانه های اسرائیل به معاون اول ترامپ نشان میدهد در رابطه با ایران شکافی تاکتیکی بین این دو سیاستمدار وجود دارد. به لحاظ استراتژی هر دو طرف به دنبال ضعیف کردن جمهوری اسلامی هستند و در این ایده با هم توافق دارند، اما در عمل اختلافاتی بین نتانیاهو و جی دی ونس وجود دارد و هر دو درصدد تأثیر گذاری بر رئیسجمهور آمریکا هستند.
علی ودایع در پایان گفتوگو با اشاره به دیدار اخیر نتانیاهو و ترامپ متذکر شد: کمپینی ۵۰ میلیون دلاری به راه افتاد تا تفاهمنامه شکست بخورد و قابل پیش بینی است که برای شروع جنگ هر کاری بتواند انجام خواهد داد. در جریان سفر او به واشنگتن گزارش های تحریک آمیز موساد علیه ایران به ترامپ رسیده است.