راه فرار از تنگنا
آگهی اجاره لپتاپ، یک جفت کفش کارکرده، فروش شیشه خالی عطر یا چند سانتیمتر موی طبیعی در سایتهایی همچون دیوار و ... نشانه فقر و درماندگی است.
اجاره سند، وثیقه برای آزادی زندانی یا فیش حقوقی و ... در سایتها آگهی شده است. اقتصاد خانوارها به نقطهای رسیده که هر چیزی میتواند تبدیل به دارایی، ابزار معامله، راه فرار از تنگنا یا دستکم منبعی برای نقد کردن فوری شود.
اجاره دوربین، تجهیزات نور، کنسول بازی یا حتی لپتاپهای گرانقیمت برای پروژههای کوتاهمدت. اجاره لپتاپ برای دانشجو، کارمند، فریلنسر، جویای کار و حتی کسی که دنبال ثبتنام، رزومه سازی یا انجام امور اداری است، ابزار ورود به بازار کار است. مرکز پژوهشی Pew هم در گزارشی نشان داده بود خانوارهای کمدرآمد همچنان ازنظر دسترسی به فناوری با گروههای پردرآمد فاصلهدارند.
اقتصاد بقا
این سبک آگهیها فقط عجیب نیستند؛ نشانهاند. نشانه اینکه خانوارها برای جبران کسری نقدینگی، دامنه داراییهای قابلفروش یا اجاره را گسترش دادهاند. قبلاً دارایی یعنی خانه، خودرو، طلا یا لوازمخانگی. امروز دارایی میتواند لپتاپ چندساعته، کفش کارکرده، شیشه خالی عطر، موی طبیعی، اعتبار فیش حقوقی یا سندی باشد که برای مدتی در اختیار دیگری قرار میگیرد.
در چنین بازاری، سه اتفاق همزمان رخ میدهد؛ اول اینکه مصرف از مالکیت فاصله میگیرد؛ فرد بهجای خرید، اجاره میکند. دوم اینکه کالا تا آخرین مرحله مصرف ارزشگذاری میشود؛ حتی بطری خالی یا لباس کاملاً کارکرده هم وارد معامله میشود. سوم اینکه اعتبار و اسناد رسمی همشکل بازاری پیدا میکنند؛ یعنی آنچه پیشتر فقط ابزار اداری یا حقوقی بود، حالا در قالب آگهی قیمت میگیرد.
این وضعیت را میتوان نوعی اقتصاد بقا دانست؛ اقتصادی که در آن افراد نه از روی علاقه به سبک زندگی مینیمال یا مصرف پایدار، بلکه برای مدیریت هزینههای روزانه، هر امکان کوچک را نقد میکنند.
آگهیها دروغ نمیگویند
نمونههای مشابه در جهان هم دیده میشود. فروش مو در بازارهای آنلاین خارجی، فروش بطریهای خالی عطر برای کلکسیون یا سوءاستفاده احتمالی در جعل، اجاره ابزار دیجیتال و نگرانی درباره فیشهای جعلی یا مدارک درآمدی ساختگی در بازار اجاره مسکن از جمله نمونههایی است که در کشورهای دیگر هم گزارششده است.
در حوزه اجاره مسکن، برخی شرکتهای غربی درباره افزایش جعل مدارک درآمدی و فیش حقوقی در فرایند احراز توان مالی مستأجران هشدار دادهاند؛ هرچند این مسئله با «اجاره فیش حقوقی» در ایران یکی نیست، اما از یک جنس بزرگتر میآید: تبدیل اعتبار مالی به ابزار معامله و دور زدن محدودیتها؛ بنابراین پدیده آگهیهای عجیب فقط مختص ایران نیست، اما در ایران به دلیل فشار معیشتی، گرانی کالاهای سرمایهای و دشواری دسترسی به ابزارهای کار، شکل ملموستری پیداکرده است.
آگهیها معمولاً ادبیات رسمی ندارند، اما شاید از بسیاری گزارشهای رسمی صادقتر باشند. کسی که مینویسد «لپتاپ برای کار سبک میخواهم»، دارد بدون واژههای اقتصادی از شکاف قدرت خرید حرف میزند. کسی که شیشه خالی عطر میفروشد، نشان میدهد حتی تهمانده مصرف لوکس هم قابل نقد شدن استوکسی که دنبال اجاره سند یا فیش حقوقی است، در نقطهای ایستاده که مسئله از خریدوفروش کالا عبور کرده و به بازار اعتبار، ضمانت و اضطرار رسیده است.