محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان، میگوید: مطالعات جهانی نشان میدهند قرار گرفتن طولانیمدت کودکان در معرض محتوای نامتناسب میتواند اضطراب، اختلال خواب، کاهش تمرکز، افت تحصیلی، احساس تنهایی، کاهش اعتماد به نفس، اعتیاد رفتاری و حتی افسردگی را افزایش دهد. در ادامه گزیده نظرات وی را میخوانید:
دور زدن محدودیت ها
بر اساس نتایج تازه افکارسنجی درباره زیست کودکان و نوجوانان در فضای مجازی، حدود ۲۳ درصد از کاربران ۶ تا ۱۵ ساله ما از فیلترشکن استفاده میکنند. ما با یک مسئله فناورانه روبهرو نیستیم؛ با یک مسئله عمیق تربیتی، اجتماعی، حقوقی و حتی تمدنی مواجه هستیم. ممکن است برخی بگویند «فیلترشکن فقط یک ابزار است.» اما برای یک کودک، فیلترشکن صرفاً یک نرمافزار نیست؛ نخستین تجربه عبور از یک محدودیت است. کودک هنوز توانایی کامل تحلیل پیامدهای رفتارش را ندارد. او نمیداند امنیت سایبری چیست، داده شخصی چیست، بدافزار چیست یا سوءاستفاده دیجیتال چگونه رخ میدهد. او تنها یاد میگیرد که برای رسیدن به هدف، باید محدودیت را دور بزند.
کودک بی دفاع
کودکی که از فیلترشکن استفاده میکند، ناگهان وارد فضایی میشود که تقریباً هیچ سازوکار مؤثر و متناسب با سن او برای حمایت وجود ندارد. در بسیاری از کشورها، کودکان هنگام ورود به فضای مجازی از طریق سامانههای ایمنی، کنترل والدین، نسخههای مخصوص کودکان، پالایش محتوای خشن و آموزش سواد رسانهای حمایت میشوند. اما هنگامی که کودک از فیلترشکن استفاده میکند، بخش بزرگی از این سازوکارهای حفاظتی عملاً بیاثر میشوند. در نتیجه، کودک تنها نیست؛ بلکه بیدفاع است.
کودک ممکن است در چند دقیقه با محتوای خشونتآمیز، پورنوگرافیک، تبلیغات شرطبندی، گروههای کلاهبرداری، جریانهای افراطی، آموزش خودآسیبرسانی، اخبار جعلی یا الگوهای ناسالم سبک زندگی روبهرو شود؛ بدون آنکه هنوز قدرت تحلیل انتقادی لازم را کسب کرده باشد. مغز کودک در حال رشد است. هر محتوایی صرفاً دیده نمیشود؛ بلکه شخصیت، هیجان، ارزشها و حتی تصویر او از جهان را شکل میدهد.
عادی شدن نا امنی
کودکی که هر روز برای اتصال به اینترنت از ابزارهای ناشناس استفاده میکند، معمولاً نمیداند این برنامهها چه اطلاعاتی از تلفن همراه او جمعآوری میکنند. بسیاری از این نرمافزارها به مخاطبان، تصاویر، موقعیت مکانی، فایلها و اطلاعات شخصی دسترسی پیدا میکنند. برای یک بزرگسال نیز این موضوع خطرناک است؛ چه برسد به یک کودک.
در کنار امنیت سایبری، سلامت روان نیز با تهدید جدی مواجه میشود. مطالعات جهانی نشان میدهند قرار گرفتن طولانیمدت کودکان در معرض محتوای نامتناسب میتواند اضطراب، اختلال خواب، کاهش تمرکز، افت تحصیلی، احساس تنهایی، کاهش اعتماد به نفس، اعتیاد رفتاری و حتی افسردگی را افزایش دهد. گاهی آسیب، بسیار آرام، تدریجی و نامرئی است؛ درست مانند فرسایش.
قربانیان فیلتر شکن
والدین خودشان قربانی فیلترشکن هستند. وقتی پدر و مادر برای انجام سادهترین امور روزمره نیز ناچار به استفاده از ابزارهای مشابه میشوند، طبیعی است که کنترل فرزند دشوارتر شود. بنابراین نباید تمام مسئولیت را بر دوش خانواده گذاشت. امروز والدین بیش از هر زمان دیگری به آموزش نیاز دارند. بسیاری از آنها نمیدانند چگونه گفتوگوی مؤثر با نوجوان داشته باشند، چگونه اعتماد ایجاد کنند، چگونه محدودیت منطقی تعیین کنند یا چگونه از ابزارهای نظارت والدین استفاده کنند. ما به جای سرزنش خانوادهها، باید آنها را توانمند کنیم.
پیامدها
این نسل احتمالاً با چند ویژگی شناخته خواهد شد؛ از جمله: کاهش تمرکز و افزایش وابستگی به محرکهای سریع دیجیتال، کاهش تعاملات واقعی و افزایش انزوای اجتماعی، افزایش آسیبهای روانی، تضعیف اعتماد عمومی، گسترش کلاهبرداریهای اینترنتی علیه نوجوانان، عادی شدن نقض حریم خصوصی و مهمتر از همه، کاهش احساس امنیت در فضای مجازی.
کودکان امروز، پزشکان، مهندسان، معلمان، پژوهشگران و مدیران فردای ایران هستند. هر آسیبی که امروز به رشد شناختی، هیجانی و اخلاقی آنها وارد شود، فردا هزینهای ملی خواهد داشت.
حق برخورداری از محیط دیجیتال ایمن
امروز حق برخورداری از محیط دیجیتال ایمن نیز یکی از حقوق بنیادین کودکان است. کودک باید بتواند از فناوری استفاده کند، یاد بگیرد، خلاقیت داشته باشد و با جهان ارتباط برقرار کند؛ اما در محیطی که امنیت، کرامت و منافع عالی او در مرکز سیاستگذاری قرار داشته باشد.
تمرکز اصلی باید بر تأمین همزمان دسترسی، امنیت و حمایت از کودک باشد؛ نه اینکه یکی به بهای از دست رفتن دیگری محقق شود.
تهیه بسته جامع
هیچ جامعهای صرفاً با ممنوعیت نتوانسته کودکان را در فضای دیجیتال ایمن نگه دارد. راهحل، یک بسته جامع است. نخست، آموزش سواد رسانهای باید از دبستان آغاز شود؛ نه بهعنوان یک درس تشریفاتی، بلکه بهعنوان مهارتی برای زندگی. دوم، والدین باید آموزش ببینند. سوم، مدارس باید نقش فعالتری در آموزش امنیت دیجیتال ایفا کنند. چهارم، پلتفرمها باید نسبت به حقوق کودکان پاسخگو باشند و ابزارهای متناسب با سن را توسعه دهند. پنجم، پژوهش مستمر درباره الگوی مصرف رسانهای کودکان ایرانی ضروری است تا تصمیمگیریها بر پایه شواهد باشد.
و در نهایت، سیاستگذاری باید مبتنی بر گفتوگو با متخصصان حوزه کودک، روانشناسان، حقوقدانان، معلمان، خانوادهها و حتی خود کودکان باشد.
توصیه به والدین
فرزندتان بیش از آنکه به کنترل نیاز داشته باشد، به همراهی نیاز دارد. دنیای دیجیتال را از او نگیرید؛ اما او را در این دنیا تنها هم نگذارید. با او گفتوگو کنید. کنارش بنشینید. بازیهایی را که انجام میدهد بشناسید. شبکههای اجتماعیاش را بشناسید. از او سؤال بپرسید، نه فقط بازخواست. اعتماد بسازید، نه ترس. زیرا کودکی که احساس امنیت و اعتماد میکند، هنگام مواجهه با خطر نیز به خانواده پناه میآورد، نه به غریبههای فضای مجازی.
آینده از امروز آغاز میشود
جامعهای که برای آینده خود برنامه دارد، پیش از هر چیز از کودکانش محافظت میکند. امروز دیگر مرز میان جهان واقعی و جهان مجازی از بین رفته است. کودکان در هر دو جهان زندگی میکنند. بنابراین ما باید برای عبور کودکان از بزرگراههای دیجیتال قواعد، آموزش و حمایت مؤثر فراهم کنیم. موضوع فیلترشکن، صرفاً بحث یک نرمافزار نیست؛ مسئله آینده نسلی است که قرار است فردای ایران را بسازد. اگر امروز امنیت، سواد رسانهای، سلامت روان و حقوق دیجیتال کودکان را جدی نگیریم، فردا ناچار خواهیم شد هزینههای سنگینتری را در حوزه آموزش، سلامت، امنیت اجتماعی و سرمایه انسانی بپردازیم. آینده از همین امروز آغاز میشود و کیفیت آن، به نحوه حفاظت ما از کودکان در زیست دیجیتال وابسته است.