به گزارش ستاره صبح آنلاین از رویداد ۲۴، بانک ایرانزمین طی سالهای اخیر همواره در زمره زیاندهترین بانکهای کشور قرار داشته است. اکنون این بانک، علاوه بر زیان انباشته و ابهام در وضعیت مالی، با چالش تازهای نیز روبهرو شده است. انتصاب هیئت سرپرستی برای اداره بانک ایرانزمین را میتوان یکی از مهمترین تصمیمهای نظارتی نظام بانکی در ماههای اخیر برای مدیریت شرایط این بانک دانست؛ تصمیمی که از نگاه کارشناسان، صرفاً یک جابهجایی مدیریتی نیست، بلکه نشانه ورود بانک مرکزی به مرحلهای جدیتر از نظارت بر بانکهای دارای ریسک عملیاتی بالاست.
هرچند بانک مرکزی هنوز جزئیات دلایل این تصمیم را منتشر نکرده است، اما نفس تشکیل هیئت سرپرستی این پرسش را مطرح میکند که وضعیت بانک تا چه اندازه نیازمند مداخله مستقیم نهاد ناظر بوده است.
آگهی رسمی ثبت تغییرات بانک ایرانزمین نشان میدهد که با مجوز بانک مرکزی، هیئت سرپرستی مسئول اداره این بانک شده و همزمان نحوه اعتبار اسناد، قراردادها و تعهدات بانکی نیز تغییر کرده است؛ تغییری که در عرف نظام بانکی اقدامی معمول و روزمره محسوب نمیشود و از افزایش سطح مداخله نهاد ناظر حکایت دارد.
هنگامی که بانک مرکزی برای ساماندهی یک بانک، اختیار اداره آن را از سهامداران سلب و به هیئت سرپرستی واگذار میکند، پیام روشنی به بازار مخابره میشود؛ اینکه اداره بانک دیگر صرفاً در چارچوب سازوکار مدیریتی گذشته دنبال نخواهد شد و نظارت مستقیم برای کنترل ریسک و جلوگیری از آسیب به سپردهگذاران، سهامداران و ثبات نظام بانکی در اولویت قرار گرفته است.
چرا هیئت سرپرستی اهمیت دارد؟
در اغلب نظامهای بانکی، انتصاب مدیر یا هیئت سرپرست زمانی صورت میگیرد که نهاد ناظر تشخیص دهد ادامه شیوه مدیریتی پیشین با ضوابط و مقررات نظام بانکی سازگار نیست یا میتواند ریسکهای بیشتری برای بانک، سپردهگذاران و سهامداران خرد ایجاد کند. این اقدام معمولاً با هدف تثبیت شرایط، بازنگری در ساختار مالی، کنترل ریسک و اجرای برنامههای اصلاحی انجام میشود و لزوماً به معنای توقف فعالیت بانک نیست.
با این حال، یک واقعیت نیز وجود دارد؛ اگر وضعیت بانک مطلوب بود، اساساً نیازی به چنین مداخلهای احساس نمیشد. اکنون چند پرسش اساسی پیش روی بانک مرکزی و مدیران جدید قرار دارد: وضعیت واقعی ناترازی بانک چیست؟ میزان بدهیها و تعهدات ناشی از تسهیلات معوق چقدر است؟ کیفیت داراییها و مطالبات بانک چگونه ارزیابی شده است؟ اقدامات حقوقی و قضائی درباره عملکرد مدیران پیشین که در شکلگیری وضعیت فعلی نقش داشتهاند، چگونه پیگیری خواهد شد؟ و در نهایت، چه زمانی بانک به شرایط عادی مدیریتی بازخواهد گشت؟
تا زمانی که پاسخ روشنی به این پرسشها ارائه نشود، ابهام درباره آینده بانک ایرانزمین همچنان پابرجا خواهد ماند.
بیاعتمادی؛ بحرانی که از ترازنامه خطرناکتر است
در صنعت بانکداری، بحران معمولاً از کمبود شعب یا ساختمان آغاز نمیشود؛ بلکه از کاهش اعتماد شکل میگیرد. اگر سپردهگذاران احساس کنند اطلاعات کافی و شفافی درباره وضعیت بانک در اختیار ندارند، حتی کوچکترین رخداد میتواند هزینههای سنگینی برای بانک، سهامداران و سپردهگذاران ایجاد کند.
به همین دلیل انتظار میرود بانک مرکزی، علاوه بر انتصاب هیئت سرپرستی، گزارشهای دورهای درباره روند اصلاحات، وضعیت شاخصهای مالی و برنامه خروج بانک از شرایط فعلی منتشر کند.
اصلاح ساختار یا تعویق بحران؟
تجربه نظام بانکی نشان داده است که صرف تغییر مدیران، مشکلات ساختاری بانکهای ناتراز را حل نمیکند. اگر مسائلی مانند کیفیت پایین داراییها، ناترازی ترازنامه، مطالبات غیرجاری یا ضعف حاکمیت شرکتی وجود داشته باشد، بدون اصلاح این متغیرها، تغییرات مدیریتی اثر پایداری نخواهد داشت.
از این منظر، هیئت سرپرستی را باید آغاز یک فرایند اصلاحی دانست، نه پایان آن. تصمیم اخیر همچنین آزمونی برای سیاستهای نظارتی بانک مرکزی به شمار میرود. اگر این مداخله به شفافسازی، پاسخگو کردن مدیران و سهامداران عمده، اصلاح ساختار مالی و بازگشت بانک به وضعیت پایدار منجر شود، میتواند الگویی برای ساماندهی سایر بانکهای دارای چالش باشد. اما اگر این اقدام صرفاً به تغییر مدیران محدود بماند، پرسشهای موجود درباره ریشه مشکلات همچنان بیپاسخ خواهد ماند.
چه باید کرد؟
تشکیل هیئت سرپرستی برای بانک ایرانزمین، بدون تردید یکی از مهمترین مداخلات نظارتی بانک مرکزی در سالهای اخیر است و از تشدید نقش نهاد ناظر در مدیریت بانکهای مسئلهدار حکایت دارد. با این حال، این تصمیم بهخودیخود به معنای اثبات تخلف، ورشکستگی یا ناتوانی بانک در ایفای تعهدات نیست.
آنچه اکنون بیش از هر چیز اهمیت دارد، انتشار اطلاعات شفاف، ارائه یک برنامه اصلاحی مشخص و گزارشدهی مستمر درباره روند بازسازی بانک است. تنها در این صورت میتوان اعتماد سپردهگذاران و فعالان اقتصادی را حفظ کرد و از تبدیل یک چالش مدیریتی به بحران اعتماد جلوگیری کرد.
تعیین هیئت سرپرستی برای بانک ایرانزمین را باید بیش از آنکه پایان یک ماجرا دانست، آغاز مرحلهای تازه در نظارت بانکی تلقی کرد؛ مرحلهای که موفقیت آن نه با صدور احکام مدیریتی، بلکه با شفافیت، پاسخگویی، اصلاح ساختار مالی و بازگشت شاخصهای بانک به وضعیت پایدار سنجیده خواهد شد.
تجربه بانک آینده نیز همچنان پیش روی نظام بانکی قرار دارد. بانکی که تصور میشد با مجموعهای از اقدامات اصلاحی به مسیر عادی بازگردد، اما در نهایت با مشکلات عمیقتری روبهرو شد. این تجربه نشان میدهد اگر اصلاحات ساختاری با جدیت دنبال نشود، تغییر مدیران بهتنهایی نمیتواند مانع تداوم بحران شود.
این رسانه در گزارشهای بعدی خود، وضعیت داراییها، شرکتهای تابعه و ساختار مالی بانک ایرانزمین را بررسی خواهد کرد تا تصویر روشنتری از وضعیت این بانک و چالشهای پیش روی آن ارائه دهد.