اضطراب
غلامعلی افروز، روانشناس میگوید: این روزها مردم نگران آینده کشور هستند و مدام میپرسند بالاخره جنگ میشود یا نمیشود؛ تمام صحبتها در خانوادهها حول این موضوع است؛ شما از وزیر امور خارجه و فرماندهان هم سؤال کنید میگویند نمیدانیم چه میشود! ولی معتقدند اگر جنگ بشود ما آماده هستیم و اینگونه به مردم امید میدهند. باید آرامش را در فضای خانواده ایجاد و حفظ کنیم، باید تابآوری را بالا برد.
حفظ سلامت
اصل، سلامت است و اگر سلامتی نباشد اختلال و بیماری بر انسان عارض میشود؛ بنابراین دو نگاه متفاوت داریم؛ یک نگاه این است که ما بیاییم و اضطراب و افسردگی را بهعنوان بیماری درمان کنیم و نگاه دیگر این است که ما آرامش را در وجود انسانها نهادینه کنیم. مؤلفه اصلی سبک زندگی متعالی در جهان احساس آرامش است و انسان دو منبع آرامش دارد و مهمترین آن یاد خدا و توکل و باور به خدا است؛ دومین منبع آرامش هم مربوط به آرامشی است که افراد در جایگاههای مختلف پدر، مادر، همسر، فرزند و ... به یکدیگر میدهند. وقتی صحبت از جنگ است نگرانی و اضطراب طبیعی است؛ همه آدمها در شرایط جنگ اضطراب و دلهره دارند و نمیتوان به کسی برای این حالت ایراد گرفت.
مثبت اندیشی
هر احتمالی در شرایط فعلی وجود دارد و آدم باید خودش را آماده کند؛ پدر و مادر با فرزندان خود با امید و آرامش صحبت کنند و مثبت اندیشی را در فرزند خود ایجاد کنند که در هر شرایطی که پیش بیاید کنار آنها و مراقبشان هستند. صحبتهای خودمان را در این روزها خانواده محور کرده و آرامش را در فضای خانه و خانواده ایجاد و حفظ کنیم و اینگونه است که در سختترین شرایط تابآوری ما بالا میرود.
بخشش درمانی
یکی از رویکردهای مهم درمانی در دنیا «بخشش درمانی» است؛ افرادی که عقده روانی پیدا میکنند ویرانگر میشوند؛ بچهها باید یاد بگیرند که ببخشند؛ نوجوانان نباید عقدهای شوند؛ هیجانطلبی یکی از کارهای نوجوانان است و در اتفاقات اخیر تعدادی از نوجوانان با هیجان و برانگیختگی هیجانی به میان معترضان رفتهاند و مثلاً چند شیشه از بعضی جاها را هم شکستهاند ولی نیت سیاسی و دشمنی نداشتهاند و اگر این برای مسئولان احرازشده و فقط یک شیطنت لجوجانِ و هیجان مدارانه از خود نشان دادهاند و نه باندی و نه وابسته به جریان سیاسی بودهاند و نه پولی گرفته و نه کسی اینها را تحریک کرده بوده است، آنها را ببخشند.
کشتن 26 کودک توسط محمد بیجه
اجازه ندهیم نوجوانان کینهای شوند؛ افرادی که کینه آنان زیاد شود مثل «محمد بیجه» که ۲۵_۲۶ بچه را در پاکدشت و ورامین کشت عقدهای میشوند؛ من با بیجه ۲ روز قبل از اعدام مصاحبه کردم و یک کتابچه با عنوان «بیجه چرا جانی شد؟» نوشتم و از ریشههای آن نوشتم؛ یکی از دلایل جانی شدن بیجه عقدههای روانی بود؛ وقتی با بیجه حرف زدم، گفت: به خاطر عقدههای روانی آن بچهها را کشته است؛ وقتی عقدههای روانی جمع شود تبدیل به بمب میشود؛ درواقع خود بچه با عقدههای روانی که دارد مثل یک بمب است. بیجه میگفت پشیمان نیست و اگر دوباره او را رها کنند بازهم بچهها را میکُشد؛ ناکامیهای مکرر، کلافگی فکری، کوفتگی ذهنی، تعارضهای روانی و عقدههای روانی، به هر دلیلی که ایجادشده باشد، انفجار ایجاد میکند.
عقدههای روانی
بحث عقدههای روانی در دنیا جدی است و دراینبین نوجوانان هم دچار آن هستند؛ عقدههای روانی آرامش را از افراد سلب میکند و زبان تکریم، تأیید، ترغیب و تشویق است که به آدمی آرامش میدهد؛ اگر با افراد با ادبیات تهدید و تحقیر صحبت کنیم، مشکلات متعددی ایجاد خواهد شد.
تأمین معیشت و امنیت مردم
خدا هم در قرآن حکم میکند (در سوره قریش) که حاکمان باید ۲ کار را انجام بدهند؛ اول اینکه به مردم (به خانوادهها) امنیت بدهند و بعد هم اینکه معیشتشان را تضمین کنند؛ یعنی تحکیم آرامش در درون خانوادهها و تأمین معیشت مطلوب و مقدور رسالت حاکمیت و دولت است. خیلی از بودجه ما درجاهای مختلف هرز شده است و خود دولت هم میگوید؛ وقتیکه خود دولت، مردم، قضات و ... از بدهکاری چند هزارمیلیاردی برخی افراد میگویند، از پولهایی که چند نفر مشخص بردهاند برای وسع معیشت مردم استفاده کنید. البته که معیشت فقط خوراک نیست و همه بخشهای زندگی مردم را در برمیگیرد.
حمایت از خانواده
ایجاد امنیت و تأمین اجتماعی برای همه مردم در جامعه ما امری مهم است؛ امنیت پزشکی آرامش ایجاد میکند و ما امنیت پزشکی نداریم. ما پزشک خانواده نداریم؛ وکیل و مشاور خانواده نداریم. در بسیاری از کشورها مشاور حقوقی را ویژه کسانی که مشکل حقوقی دارند گذاشتهاند و برای مشاوره، سلامت و ... هم کارشناس و پزشک ویژه آن وجود دارد.
یک روانشناس خانواده هم باید مجموعه اصول مشاوره را برای بارداری، فرزند آوری، فرزند پروری، کودکی، نوجوانی، بلوغ و ... را بداند و به خانواده کمک کند. امکان اختصاص پزشک، روانشناس و ... برای خانوادهها وجود دارد و دولت باید برای آن برنامهریزی کند؛ تمام برنامههای کشور باید خانوادهمدار باشد.
ایجاد وزارت خانواده یکی از ضروریترین وزارتخانهها برای بهبود وضعیت مردم است و وزارت خانواده باید هماهنگیهای لازم انجام و برنامههای مشخص مثل اختصاص وکیل حقوقی، پزشک و روانشناس به خانوادهها، برنامهریزی و اجرا شوند تا درنهایت به افزایش آرامش در بستر خانواده منجر شود. ما باید در این شرایط خدمات روانشناسی و مشاوره رایگان به همه خانوادهها بدهیم و ما برای این کار بهاندازه کافی روانشناس و مشاور داریم و در نظام روانشناسی و دولت باید باهم هماهنگ باشیم.
برگرفته از خبر آنلاین