به گزارش ستاره صبح آنلاین از رویداد ۲۴، گزارش دوم نیویورکتایمز روز گذشته منتشر شد و پا را فراتر از گزارش نخست گذاشت. این روزنامه مدعی شد محمود احمدینژاد نهتنها با اسرائیل همکاری اطلاعاتی داشته، بلکه آنقدر برای موساد اهمیت پیدا کرده بود که دیوید بارنئا، رئیس این سازمان، شخصاً با او دیدار میکرد.البته اگر اسرائیل موفق شده باشد جاسوسی در سطح احمدی نژاد استخدام کند، شایسته است که در سطح رئیس موساد هم با او جلسه بگذارد.
دفتر احمدینژاد پس از انتشار گزارش دوم، سکوت خود را شکست و در بیانیهای کوتاه، تمام مطالب نیویورکتایمز را «کذب محض» خواند؛ تکذیبی که در برابر حجم جزئیات مطرحشده در گزارش، برای بسیاری از مخاطبان کافی به نظر نرسید. البته احمدینژاد یک هفته پیش از آن، در مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی نیز با حضور علنی خود، بهنوعی به گزارش نخست نیویورکتایمز پاسخ داده بود؛ حضوری که این روایت را که او در حصر یا بازداشت قرار دارد، زیر سؤال برد.
این گزارش قصد ندارد به این پرسش پاسخ دهد که آیا یک چهره شناختهشده جریان اصولگرا میتوانسته به عامل اطلاعاتی اسرائیل تبدیل شود یا نه؛ بلکه صرفاً سفرهایی را مرور میکند که نیویورکتایمز آنها را حلقههای این زنجیره معرفی کرده است. سه سفر خارجی احمدینژاد در این روایت بیش از همه اهمیت دارند؛ دو سفر به مجارستان و یک سفر به گواتمالا. پیش از آنها نیز دو سفر به ترکیه انجام شده بود که از جهاتی الگوی مشابهی داشت.
ترکیه؛ اسفند ۱۳۹۳ و دی ۱۴۰۰
محمود احمدینژاد، برخلاف بسیاری از رؤسای جمهور پیشین جمهوری اسلامی که پس از پایان دوران مسئولیت با محدودیتهای جدی مواجه شدند، امکان انجام سفرهای خارجی را حفظ کرد.
نخستین سفر خارجی او پس از پایان ریاستجمهوری، اسفند ۱۳۹۳ و برای شرکت در مراسم یادبود نجمالدین اربکان، نخستوزیر پیشین ترکیه، انجام شد. سخنگوی وزارت امور خارجه دولت حسن روحانی آن زمان تأکید کرد این سفر کاملاً شخصی بوده و هیچ هماهنگیای از سوی وزارت خارجه انجام نشده است.
دیماه ۱۴۰۰ نیز احمدینژاد بار دیگر راهی ترکیه شد. اعلام شد که او به دعوت یک دانشگاه برای شرکت در مراسمی دانشگاهی و دریافت دکترای افتخاری به این کشور سفر کرده است.
صرفنظر از صحت این توضیح، دو نکته قابل توجه بود؛ نخست اینکه دولت وقت بار دیگر اعلام کرد از جزئیات سفر اطلاعی ندارد و دوم اینکه قالب این سفر، یعنی دعوت از سوی یک دانشگاه، شباهت زیادی به الگویی داشت که نیویورکتایمز بعداً درباره سفرهای بعدی مطرح کرده است.
گواتمالا؛ مهر ۱۴۰۲
این همان سفری است که در گزارش نیویورکتایمز نیز به آن اشاره شده است. این روزنامه مدعی است بخشی از ارتباطات احمدینژاد با اسرائیل در جریان سفر او به گواتمالا شکل گرفت؛ کشوری که روابط نزدیکی با اسرائیل دارد.
اما آنچه این سفر را متفاوت میکند، حاشیههای امنیتی آن است.
احمدینژاد مدعی بود که برای حضور در سمپوزیوم بینالمللی مدیریت منابع آب دعوت شده بود، اما هنگام خروج از کشور در فرودگاه امام خمینی با ممانعت مواجه شد و گذرنامهاش برای چند ساعت ضبط شد.
اینکه کدام نهاد مانع خروج احمدی نژاد شد و در نهایت کدام نهاد اجازه خروج را صادر کرد میتواند نشانهای دال بر اشراف اطلاعاتی یک نهاد امنیتی درباره علت سفر احمدی نژاد به گواتمالا باشد.
دو روایت درباره این ماجرا وجود دارد.
کانال «دولت بهار» اعلام کرد افرادی که خود را مأموران اطلاعات سپاه معرفی میکردند، گذرنامه احمدینژاد را ضبط کرده و به او گفتهاند ممنوعالخروج است.
در مقابل، خبرگزاری تسنیم و رسانههای نزدیک به سپاه اصل جلوگیری از سفر را تأیید کردند، اما تأکید داشتند که موضوع ممنوعالخروجی مطرح نبوده، بلکه به دلیل ملاحظات امنیتی و احتمال تهدیدهای موجود در گواتمالا، از خروج او جلوگیری شده است. خبرگزاری فارس نیز نوشت با توجه به شرایط امنیتی گواتمالا، نبود سفارت ایران در این کشور و احتمال نفوذ اسرائیل، این سفر به صلاح نیست و مجوزی برای آن صادر نمیشود.
احمدینژاد چند ساعت در فرودگاه ماند و حاضر به ترک آن نشد. در نهایت، گذرنامهاش بازگردانده شد و اجازه خروج یافت.
هیچ مقام رسمی اعلام نکرد این مجوز از سوی کدام نهاد صادر شده است. ایسنا نوشت احمدینژاد با پذیرش مسئولیت امنیتی سفر خود اجازه خروج گرفته است. کانال «دولت بهار» و رسانههای نزدیک به سپاه نیز روایت مشابهی منتشر کردند.
اگر ادعاهای نیویورکتایمز را مبنا قرار دهیم، این پرسش مطرح میشود که چرا با وجود حساسیتهای امنیتی اعلامشده، در نهایت مجوز این سفر صادر شد. در واقع نهاد اطلاعاتی که در ابتدا مانع خروج احمدی نژاد از کشور شده بود در نهایت اجازه این سفر را به دلایل نامعلومی صادر کرد و این سفر انجام شد. چنین تصمیمی نمیتواند بدون پیگیری اطلاعاتی پسینی باشد.
ترکیه؛ تیر ۱۴۰۳
این سفر در گزارش نیویورکتایمز مورد اشاره قرار نگرفته است.
احمدینژاد تنها هفت ماه پس از سفر گواتمالا، بار دیگر به دعوت یک دانشگاه راهی ترکیه شد. این سفر همزمان با دور دوم انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ انجام شد؛ انتخاباتی که احمدینژاد نه در دور اول و نه در دور دوم در آن مشارکت نکرد.
در جریان این سفر، او با عبدالقادر آکسو، وزیر کشور پیشین ترکیه، دیدار کرد؛ دیداری که تصاویر آن در رسانههای نزدیک به احمدینژاد منتشر شد.
پیش تر رویداد۲۴ گزارشی درباره این چهره ترکیهای منتشر کرده است که در بخشی از آن آمده بر اساس اسناد ویکی لیکس، به نقل از یکی از عوامل سفارت آمریکا در ترکیه، آکسو به طرفداری کردها، تجارت هروئین و نوعی پدوفیلی و تمایل به دختران نوجوان و همچنین رابطه آشکار پسرش مراد با گروههای مافیایی شهرت داشته است.
بوداپست؛ اردیبهشت ۱۴۰۳
بخش اصلی گزارش نیویورکتایمز به این سفر اختصاص دارد.
به نوشته این روزنامه، کنفرانس «ارزشهای مشترک در محیط زیست جهانی» در دانشگاه خدمات عمومی لودوویکا، صرفاً پوششی برای دیدار محرمانه احمدینژاد با دیوید بارنئا، رئیس موساد، بوده است.
نیویورکتایمز مدعی است مقامهای دولت مجارستان از رئیس دانشگاه خواسته بودند این کنفرانس را صرفاً به عنوان پوشش برگزار کند.
گرگلی دلی، رئیس دانشگاه، نیز در گفتوگو با نیویورکتایمز تأیید کرده که از ماهیت واقعی دعوت اطلاع داشته و با وجود نگرانی درباره آسیب دیدن اعتبار خود و دانشگاه، تصور میکرد این اقدام میتواند به نجات جان انسانها کمک کند.
او گفته است: «اگر دو دشمن بخواهند با یکدیگر گفتوگو کنند، بهترین کار این است که هرچه در توان دارید انجام دهید تا این گفتوگو شکل بگیرد.»
این ادعا با موضع رسمی دولت مجارستان نیز تا حدی همخوانی دارد. وزارت خارجه این کشور اعلام کرد دولت میزبان احمدینژاد نبوده و سفر او صرفاً یک برنامه دانشگاهی بوده است.
در همان زمان، سفارت اسرائیل در مجارستان نیز سفر احمدینژاد را محکوم کرد. اگر روایت نیویورکتایمز را بپذیریم، این واکنش میتواند بخشی از تلاش برای پنهان نگه داشتن ماهیت واقعی سفر تلقی شود.
نکته مهم دیگری که در گزارش نیویورکتایمز به آن اشاره نشده، حضور سفیر ایران در مجارستان در کنار احمدینژاد در تصاویر رسمی این سفر است. تصاویر منتشرشده از سوی کانال «دولت بهار» نشان میدهد مرتضی مرادیان، سفیر ایران، در بازدیدهای دانشگاهی و عکسهای یادگاری کنار احمدینژاد حضور داشته است.

مرتضی مرادیان سفیر ایران در مجارستان در کنار احمدی نژاد، شیخ الاسلامی و گرگلی دلی
این موضوع دستکم نشان میدهد وزارت امور خارجه دولت ابراهیم رئیسی برخلاف وزارت خارجه دولت روحانی در زمان سفر به ترکیه، از این سفر بیاطلاع نبوده است.
این بخش از ماجرا را در کنار مجوز دقیقه نودی نهادهای اطلاعاتی برای سفر احمدی نژاد به گواتمالا را نباید ساده انگاشت.
بوداپست؛ خرداد ۱۴۰۴
احمدینژاد یک سال بعد، بار دیگر به دعوت همان دانشگاه و همان رئیس دانشگاه راهی بوداپست شد.
او در کنفرانس «پایداری در جهان در حال تغییر» به زبان انگلیسی سخنرانی کرد و برخلاف گذشته، سخنانش را نه با «بسمالله» و نه با دعای مشهور «اللهم عجل لولیک الفرج»، بلکه با عبارت «به نام خالق بهار، مهربانی و زیبایی» آغاز کرد. تصاویر او در اتاق کنفرانس نسبتا محقری که برای سخنرانی او در نظر گرفته شده بود در سایت دولت بهار موجود است. دولت بهار نوشته در پایان کنفرانس «گرگلی دلی در دفتر کارش به دکتر احمدی نژاد و هیئت همراه وی خیر مقدم گفت و به رسم یادبود یک جلد کتاب خود را به همراه نشان دانشگاه، تقدیم خادم ملت ایران کرد.»

نیویورکتایمز مدعی است محافظان احمدینژاد از یگان انصار سپاه گزارش دادهاند که او چند بار از تیم حفاظت جدا شده و ساعتها ناپدید بوده است. احمدینژاد نیز در پاسخ گفته بود با استادان دانشگاه دیدار داشته است.
این روزنامه مدعی است دو سفر احمدینژاد به بوداپست بخشی از پروژه چندساله موساد برای تبدیل او به یک «دارایی اطلاعاتی» و گزینه احتمالی رهبری آینده ایران بوده است.
گرگلی دلی کیست؟

یکی از چهرههای کلیدی گزارش نیویورکتایمز، گرگلی دلی، رئیس دانشگاه خدمات عمومی لودوویکاست. مهم است بدانید نزدیکی گرگلی دلی به اسرائیل امری محرمانه نبوده است. دو ماه فبل از سفر دوم احمدی نژاد به مجاررستان، گرگلی دلی میزبان یک چهره خاص بود؛ بنیامین نتانیاهو. نتانیاهو از دست رئیس دانشگاه مجارستان دکترای افتخاری دریافت کرد.

دلی از سال ۲۰۲۲ ریاست این دانشگاه را برعهده دارد و پیش از آن نیز رئیس دانشکده حکمرانی عمومی و مطالعات بینالملل بوده است. او حقوقدان، مشاور ارشد دادگاه قانون اساسی مجارستان و استاد چند دانشگاه این کشور است.
رزومه بینالمللی او نیز قابل توجه است. دلی با مقامها و سفیران کشورهای متعددی از جمله عربستان سعودی، تونس، پاکستان، لهستان، کرواسی، جمهوری چک، استونی، لتونی و لیتوانی دیدار کرده و در سال ۲۰۲۵ نیز میزبان بنیامین نتانیاهو در همین دانشگاه بود.
دانشگاه خدمات عمومی لودوویکا نیز صرفاً یک مرکز آموزشی معمولی نیست. این دانشگاه نقش مهمی در آموزش مدیران، افسران نظامی و نیروهای امنیتی مجارستان دارد و در سال ۲۰۲۵ با همکاری وزارت دفاع این کشور، مجموعهای از شبیهسازهای نظامی و آزمایشگاه واقعیت توسعهیافته (XR) را افتتاح کرد.
گرگلی دلی در مراسم افتتاح این مرکز تأکید کرد یکی از اهداف راهبردی دانشگاه، توسعه همکاریهای بینالمللی و نوآوری در حوزه دفاع است.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم از زمان روی کار آمدن ویکتور اوربان، روابط بوداپست و تلآویو بهطور محسوسی گسترش یافته است. مجارستان در بسیاری از پروندهها از اسرائیل حمایت کرده، همکاریهای دفاعی و امنیتی دو کشور افزایش یافته و شرکتهای اسرائیلی در برخی پروژههای نوسازی ارتش مجارستان مشارکت داشتهاند.
دانشگاه خدمات عمومی مجارستان هم به عنوان یال آکادمیک وزارت دفاع این کشور، عملا همکار اسرائیل بوده و این چیزی نیست که در خبرهای عمومی به آن اشاره نشده باشد و نهادهای امنیتی ایران از آن بی اطلاع باشند.
حضور علنی که معادلات را به هم زد
گزارش نخست نیویورکتایمز مدعی شده بود اسرائیل قصد داشته احمدینژاد را از محل اقامتش خارج کرده و به عنوان گزینه جایگزین جمهوری اسلامی مطرح کند. با این حال، احمدینژاد اندکی بعد با حضور در مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی، این تصور را که در بازداشت یا حصر قرار دارد، زیر سؤال برد.
پس از انتشار گزارش دوم نیز دفتر او همه ادعاها را تکذیب کرد و احمدی نژاد در نشست کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام هم حاضر شد.
با وجود این، هنوز هیچیک از نزدیکان احمدینژاد درباره جزئیات این سفرها توضیح ندادهاند. احمد علیرضا بیگی، نماینده پیشین مجلس و از نزدیکان او، نیز از پاسخ به پرسشهای رویداد۲۴ درباره این سفرها خودداری کرد.
اگرچه احمدی نژاد موفق نشده در انتخاباتهای ریاست جمهوری تأیید صلاحیت بگیرد، اما همچنان عضو مجمع تشخیض مصلحت نظام است و در همه سالهایی که بین ترکیه، گواتمالا و مجارستان در رفت و آمد بود هم کرسی خود در این مجمع را رها نکرد و سال ۱۴۰۱، یعنی بعد از دو سفر عجیب او به ترکیه، با وجود انتشار شایعاتی مبنی بر عدم تمدید عضویتش در مجمع، بار دیگر سر و کله اش در نشست های این نهاد پیدا شد.
مجموعه این سفرها، نحوه صدور مجوزها، همراهی مقامهای رسمی ایران در برخی از آنها و ادعاهای مطرحشده در گزارش نیویورکتایمز، بیش از آنکه پاسخی قطعی در اختیار افکار عمومی بگذارد، پرسشهای تازهای ایجاد کرده است؛ آیا ضد اسرائیل ترین رئیسجمهور تاریخ ایران، جاسوس اسرائیل از آب در آمده؟ آیا نهادهای امنیتی ایران در جریان یک رابطه عجیب بوده اند؟ پرسشهایی که تا زمانی که اسناد و توضیحات رسمی منتشر نشود، همچنان بیپاسخ باقی خواهند ماند.