علیمحمد حاضری، جامعهشناس، عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس و دبیر کل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، در نشستی با عنوان «تحلیلی بر شرایط کنونی جامعه ایران؛ آیا ایران در شرایط پیشاانقلاب است؟» گفت: «مهمترین مشکل کشور «انباشت نارضایتی متکثر و چندوجهی از پیش موجود» است. شوک معیشت به طبقات مختلف وارد شد، اما ناآرامیها زمانی اتفاق افتاد که ما در وضعیت نه جنگ و نه صلح قرار داشتیم، البته هنوز فرصت برای اصلاح امور وجود دارد». در ادامه گزیده نظرات وی را میخوانید.
زوال نهاد مدنی
حکومت اجازه رشد و بقای نهادهای مدنی کارآمد و مطالبه گری مسالمتآمیز را نداده است. قاعدتاً متغیر کلیدی «برنامه و تدارک خارجی» هم وجود دارد. در این فضای جنگی، کسانی که ناو میفرستند و مرتب تهدید به حمله میکنند و امنیت رژیم اسرائیل را در نابودی رژیم ایران از طریق جنگ اعلام میکنند، اگر بتوانند تروریست هم میفرستند. تشویق، تحریک و امیدوار کردن معترضان از طریق نتیجهبخش بودن توسل به اغتشاشات وجود دارد و وعده «کمک درراه است» بارزترین نشانه این سطح از اثرگذاری است.
حاکمیت مقاوم
حکومت نقاط ضعف دارد، ولی رژیم پوشالی نیست که با یک فشار از صحنه حذف شود. من اسم این را «حاکمیت مقاوم» گذاشتهام که از پنج نقطه قوت یا ظرفیت بقا برخوردار است. 10 الی 15 درصد از جامعه مدافع بقای حکومت هستند که در یک جمعیت 80 میلیونی، حدود 10 تا 12 میلیون نفر میشود؛ که از آن بالغبر یک و نیم میلیون نفر آدم پایکار و محکم درمیآید. هر حکومتی این ارتش مردم پایه را در اختیار داشته باشد، مدتها میتواند بماند. این حامیان به دودسته «حامیان ایدئولوژیک و اعتقادی» و «حامیان ذینفع و بهرهمند از امتیازات» تقسیم میشوند. یعنی بخشی از اینها، کسانی هستند که از منافع خودشان حمایت میکنند.
نقاط قوت
بسیج در همه نقاط کشور نیروی پایکار دارد. رهبری هم گفتند «دوران بزندررو تمامشده و اگر بزنند، میخورند.» یعنی تصور اینکه ایران چه واکنشی میتواند نشان بدهد، برای دشمنان ترسناک است، لذا تردید میکنند. رهبری نظام فارغ از این محاسبات معمول برای خودش یک رسالت الهی قائل است. این احساس رسالت یک اراده محکم و تزلزلناپذیری به ایشان میدهد که از دو عامل فوق یعنی «حمایت مردمی» و «قدرت دفاعی» بهطور حداکثری بهره میگیرد. هر دو اینها در حلقه رهبری ایدئولوژیک به هم پیوند میخورند و یکپارچه میشوند و این قدرت و انرژی را بالا میبرد. ازنظر ژئوپلیتیک هم ایران در منطقه و مناسباتی از شرایط جهانی واقعشده که در شرایط فعلی توافقی بین قربهای قدرت برای اضمحلال آن وجود ندارد و در شرایط موجود فرض توافق پشت پرده برای حذف ایران تا حدودی منتفی است. ناراضیها از حکومت، متکثر و فاقد سازمان، وحدت گفتمانی و استراتژی هستند. اینها نکاتی است که به بقای حکومت کمک میکند و آن را در معرض فروپاشی انقلابی قرار نمیدهد.
نقاط ضعف
یکی از این نقطهضعفها «فراگیری و وسعت ناراضیها» و از آن مهمتر روند روزافزون ناراضیهاست. تقریباً میتوان گفت بهاستثناء موارد خاص، روند تشدید نارضایتیها و ریزش حامیان در هر موجی از این حوادث دیده میشود و چشمانداز نگرانکنندهای را به نمایش میگذارد.
دوم «فراگیری و وسعت دشمنان خارجی و منطقهای» است. مثل خانهای میماند که تقریبا همسایهها با آن بد هستند و این امر بالأخره باعث میشود آرامش از این خانه گرفته شود. نکته دیگر این است که اصول رهبران کاریزماتیک بهسرعت جایگزین نمیشوند و معمولاً یک خلأ رهبری به وجود میآید و این برای شرایط امروز جامعه ما تهدیدکننده است.
سوم و مهمترین مسئله این است که این نظام «ناتوانی در مدیریت اعتراضات» دارد و این مدل هزینه روی دست نظام میگذارد. ازآنجاکه حکومت اجازه رشد و بقای نهادهای مدنی کارآمد و مطالبه گری مسالمتآمیز را نداده است در غیاب متولی مدنی برای اعتراضات، اعتراضات تودههای خشمگین مردم بهسرعت میتواند خشونتآمیز شود و نهادهای انتظامی هم مهارتی در کنترل کمهزینه اعتراضات ندارند و نوع مهار اعتراضات، هزینههای سنگین ایجاد میکند.
راهکار خروج از بحران
*دو راه میانبر برای خروج از این وضعیت داریم که یکی از آنها «اقناع حاکمیت و انعطافپذیری درونی» است که بالأخره حاکمیت باور کند این مسیر مشکلات را افزایش میدهد و قابل ادامه نیست . ضرورت دارد مشکلات و مسیرهای پرهزینه را اصلاح کنیم و تغییر دهیم
* راه دیگر «اجماع و همافزایی منتقدان و تحولخواهان خشونت پرهیز، وطنخواه و مخالف مداخله خارجی» است که بتوانند با حاکمیت به چانهزنی و توافق برسند و قدرت اقناعکنندگی خودشان یا امکان تعامل با حاکمیت را بالا ببرند. دو طرف باید به یک سطحی از مطالبه معنیدار برای اصلاحات اساسی برای بقای نظام برسند، این فرمول بقاء است.
خروج معترضان از صحنه
در همه جای دنیا تخریبگری اجتماعی را با نیروهای مدنی معترض در جمعیتهای اعتراضی کنترل میکنند. «بازدارندگی مدنی» یکی از پارامترهای مهم کنترل اعتراضات و کاهش خشونت است. اما متأسفانه نظام «گروه مدنی معترض» را از صحنه خارج کرده؛ لذا هرچه رخ میدهد، افراد معترض فاقد کنترل مدنی هستند و این امر یکی از عوامل افزایش خشونت است.
مسئولیت حاکمیت
باید مهارت نیروهای رسمی و حاکمیتی قادر باشند اینگونه اعتراضات را با تلفات کمتر مهار کنند اما متأسفانه نهادهای کنترلی در این زمینه ضعف اساسی دارند. این عوامل باعث شد تا یکی از پر خسارتترین و پرتلفاتترین اعتراضات تاریخ ایران رقم بخورد. مسئولیت حاکمیت بهعنوان حافظ نظم و امنیت در قبال این حجم از خسارت و تلفات غیرقابلانکار است.
برگرفته از جماران