2022/01/28
۱۴۰۰ جمعه ۸ بهمن
نقد نمایش «سه‌گانه‌ی پاریسی» ساخته ایوب آقاخانی/ آریو راقب‌کیانی-منتقد سینما و تئاتر

نقد نمایش «سه‌گانه‌ی پاریسی» ساخته ایوب آقاخانی/ آریو راقب‌کیانی-منتقد سینما و تئاتر

ستاره صبح: «سه‌گانه پاریسی» جدیدترین نمایش ایوب آقاخانی است که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته است؛ نمایشی اجتماعی و معاصر که وقایعش در یک نیمه‌شب سرد زمستانی رخ می‌دهد؛ یک شب یخ‌زده و متفاوت برای «ژاک هاوسمن» که فردی متنفذ و مدیر روزنامه‌ای با گرایش‌های سوسیالیستی است و با مردی روبه‌رو می‌شود که یکی از ۸ هزار بی‌خانمان فرانسوی است که شب‌های سرد زمستانی را کنار منافذ و دریچه‌های گرم پارکینگ خانه‌ها سر می‌کنند. متن پیش رو نگاهی منتقدانه به نمایش «سه‌گانه‌ی پاریسی» به قلم آریو راقب‌کیانی، منتقد سینما و تئاتر است.

ستاره صبح آنلاین-سوسیالیسم به دنبال جامعه‌ای مساوات طلب است. جامعه‌ای که در آن می‌بایست افراد چتر حمایتی اقتصادی را در ظاهر امر بر سر خود احساس کنند. چنین جامعه‌ای شعار ریشه‌کن کردن فقر را سر می‌دهد و ویترینی از عدالت‌خواهی اجتماعی را در تمامی ابعاد بالأخص اقتصادی سر می‌دهد. در ساختار سوسیالیستی، انتظار اکثریت و همگانی بر تقسیم منافع بین طبقات به شکلی برابر است. از طرفی آن چیزی که خط فکری هر موتیف هنری را نسبت به آثار وابسته به سیستم‌های حکومتی متمایز و ماندگار می‌سازد، ضد ایدئولوژیک عمل کردن آن‌ها است. تئاتری که می‌خواهد پویایی‌اش را حفظ کند، سودای آن را در سر می‌پروراند که از محدوده‌ خنثی و تهی شدگی‌اش خارج شود و گفتمانی را ترویج دهد که نسبت به تفکر رایج عوامانه رخساری نقیضه‌وار به خود گرفته باشد.
نمایش «سه‌گانه‌ی پاریسی» به نویسندگی و کارگردانی ایوب آقاخانی، واقعیت و حقیقت یک جامعه سوسیالیستی را در کنار هم قرار می‌دهد و سعی می‌کند از این موضوع موقعیت دوگانه بسازد. نمایشنامه «سه‌گانه پاریسی» که یک نمایشنامه فرامرزی محسوب می‌شود، خاستگاهش را به شکلی جهانی عنوان می‌کند و آن چیزی نیست جزء دهن‌کجی به مکنونات آرمان‌گرایانه‌ی ژورنالیستی! این نمایش افراد جامعه دو شقه شده‌اش را به‌صورت بی‌پرده و سانسور نشده در مقابل یکدیگر و در دو کفه ترازو قرار می‌دهد و فاش می‌سازد که هرکجا که چشم‌های اشخاص متنفذ جامعه بر فقر بسته شود، بزهکاری از جای دیگر سر برمی‌آورد و گریبان همه افراد را خواهد گرفت.
نمایش «سه‌گانه‌ی پاریسی» هرچقدر که در پرده اول می‌خواهد بسان جامعه سوسیالیستی تعریف‌شده‌اش شیک‌پوش و باوقار رفتار کند و زاویه دید فرد فقیر (با بازی وحید نفر) را از پایین به بالا نگه دارد، در پرده دوم رنگ عوض می‌کند و آسیب‌های اجتماعی را بر مناسبات اقتصادی برتری می‌دارد و ژنده‌پوش می‌شود. درنتیجه به‌مرور پرونده اعمال فسق و فجور کاراکتر ژاک (با بازی ایوب آقاخانی)، به‌عنوان مسئول روزنامه‌ای در پاریس به دست کاراکتر فقیر هویدا و روخوانی می‌شود و هرچقدر که از زمان نمایش «سه‌گانه پاریسی» می‌گذرد، هم‌راستا با این مسئله، گفتمان اجتماعی این دو کاراکتر به گفتمان شخصی سوق پیدا می‌کند و کاراکتر ژاک نشان می‌دهد که نه‌تنها برای عریضه‌نویسی، مانیفست گویی و نظریه‌پردازی‌های پروپاگاندا وار روزنامه‌اش پاسخ قانع‌کننده‌ای ندارد و به لکنت کلامی رفتاری می‌افتد، بلکه برای لاپوشانی  اشتباهش ناچار است خفت رشوه دادن را با جان بخرد. چنین جامعه سوسیالیستی برای پاک کردن صورت‌مسئله هر چیزی اعم از مبارزه با فقر و یا بی‌عفتی افراد متنفذش دست‌به‌جیب می‌شود، اما نه به شکلی برابر و یکسان.
 نمایش «سه‌گانه‌ی پاریسی» پول خرج کردن‌های شعاری مفلس نوازش را تاب نمی‌آورد و به‌مرور نگاه از بالا به پایین افراد اقشار مختلف در این جامعه را همسنگ می‌کند. مرزبندی‌های فقیر و غنی در این نمایش در طراحی صحنه نمایش نیز به‌وضوح قابل‌مشاهده است. چنانچه تا انتهای نمایش هر دو کاراکتر در محوطه بیرونی خانه ژاک مشغول مجادله‌ای بی‌پایان هستند و زمانی ژاک اجازه ورود به خانه‌اش (محیط خصوصی) و آن‌سوی صحنه را پیدا می‌کند که ماهیت چرک اصلی‌اش را آشکار کرده باشد. حتی در تقسیم‌بندی صحنه نمایش درخت کاج که نمایه‌ای از شب کریسمس و طبقه بورژوا است را در سمت راست و در سمت چپ صحنه دریچه‌های خروجی گرما خانه را قرار داده است تا عدم توازن در همان در ورودی خانه فرد مفرح را نشان بدهد. در طراحی اسکلت و نمای محل سکونت ژاک، خطوط در نظر گرفته شده برای سقف و شیروانی و بالأخص اتاق‌خواب ژاک و همسرش به‌صورت شیب‌دار است که با نگاه تمثیلی به‌صورت سقوط اخلاقی انسان تعبیر و تفسیر پیدا می‌کند.تئاتر «سه‌گانه‌ی پاریسی» به تماشاگرانش اثبات می‌کند در جامعه سوسیالیستی افراد برای حل کردن معضل فقر جامعه سکه‌های بی‌ارزش و ته‌مانده‌شان را به پرت و به دور می‌اندازند، ولی برای انحرافات و تعارضات اخلاقی شخصی‌شان حاضر هستند تا ولخرجی کنند. جامعه نمایش سه‌گانه پاریسی با گل‌درشت گویی روزنامه‌نگاری در تخاصم است و نقش دیگر این سه‌گانه را به‌غیراز وجود این دو مرد به شخصیت سوم زنی به نام «گبی» می‌سپارد تا به‌عنوان شخصیت غائب حضور تعیین‌کننده‌اش را در این جامعه مردانه نقاب زده، چه از منظر ضعف جسمانی و چه از منظر معلول بودن اخلاقی به رخ بکشاند.
 

 

لینک کوتاه: https://setaresobhonline.ir/content/347258/

 

دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.