2021/08/04
۱۴۰۰ چهارشنبه ۱۳ مرداد
اهمیت انتقاد اجتماعی-سیاسی در عصر مثبت اندیشی
درباره کتاب «روان سیاست: نئولیبرالیسم و فناوری‌های جدید قدرت» نوشته بیونگ چول هان

اهمیت انتقاد اجتماعی-سیاسی در عصر مثبت اندیشی

ستاره صبح آنلاین-بیونگ چول هان، استاد کره جنوبی و مستقر در برلین، همچنان به انتقاد پرشور خود از نئولیبرالیسم ادامه می‌دهد. او در کتاب «روان سیاست: نئولیبرالیسم و فناوری‌های جدید قدرت»، رژیمی سلطه‌گر در قالب تکنولوژی را توصیف می‌کند که برخلاف «زیست قدرت» میشل فوکو، در دل آن یک نیروی تولیدی روان گونه ایجاد شده است. هان با استفاده از طیف وسیعی از نظریه‌پردازان و نویسندگان ازجمله کارل مارکس، میشل فوکو، ژیل دلوز، جورج اورول و فردریش نیچه، زنگ خطر انتقال قدرت از نظارت غیرفعال به‌فرمان فعال را به صدا درمی‌آورد؛ یعنی شرایطی که در آن «تخلیه» فرد نه از طریق خشونت، بلکه خودآزمایی داوطلبانه انجام می‌شود. هان در مورد همه‌ جنبه‌های سیاست‌های نئولیبرالی که به بحران آزادی معاصر انسان‌ها دامن می‌زند، یک چارچوب تحلیلی را ارائه می‌دهد که در آن نظریه اصلی داده‌های بزرگ و پدیدارشناسی به‌وضوح بررسی می‌شود.همچنین این کتاب نگرشی تحریک‌آمیز درباره مدل‌های متفاوت تکنولوژی ارائه می‌دهد، به‌طوری‌که در آن ایده‌ها و گزینه‌های شگفت‌آور و تأثیرشان در جهان کنونی در قالب روشی جدید بررسی می‌شود. همان‌طور که هان تعریف می‌کند: «روان سیاست نئولیبرال نوعی فناوری سلطه است که با استفاده از برنامه‌ریزی روان‌شناختی و هدایت سیستم حاکم، سیستم غالب تثبیت و تداوم می‌یابد.» سیستم غالبی که او به آن اشاره می‌کند، دیگر سرمایه‌داری با کنترل انضباطی آن نیست، بلکه یک چرخش روانی نئولیبرالیسم است که در آن روان به‌جای بدن، به‌عنوان یک نیروی تولیدی بهینه می‌شود. همان‌طور که هان به‌طور خلاصه می‌گوید: «نظم بدنی جای خود را به بهینه‌سازی ذهنی داده است.»هان معتقد است که جامعه نظارتی جدیدی که از سال 1984 به وجود آمده است، متفاوت عمل می‌کند، اما باظرافت بیشتری نسبت به توتالیتر و ظالمانه‌تر از هر چیزی است که توسط اورول یا جرمی بنتام توصیف شده است. وی می‌نویسد: «اقرار به‌زور، جایگزین افشاگری داوطلبانه شده است» یا «تلفن‌های هوشمند جای اتاق شکنجه را گرفته است». بررسی‌ها بیانگر این است که آنچه تحت عنوان سرمایه‌داری در دوره نئولیبرال تحقق یافت، نه‌تنها نیازی مبرم نیست، بلکه اغواکننده هم نبود. این همان چیزی است که «هان» به آن سیاست هوشمند می‌گوید. به نظر می‌رسد این سیستم طوری پیش می‌رود که ما به‌جای اینکه دستورات را انکار کنیم، به آنچه سیستم می‌خواهد تبدیل می‌شویم.  تلفن هوشمند شما برای هان از این منظر اهمیت دارد که یک ابزار چندمنظوره برای بهره‌برداری خودکار از شما است. به‌عبارتی‌دیگر، برای دریافت آخرین مدل تکنولوژی یک‌شبه در صف می‌ایستیم؛ ما سلطه خود را می‌خواهیم. هان معتقد است که شکل قدیمی سرمایه‌داری، بیشترین نقش را در آثار بنتام داشته است. اختراع بنتام به‌نوبه خود باعث شد تا تأملات میشل فوکو نظریه‌پرداز فرانسوی، راجع به مجازات قدرت ناشی از سرمایه‌داری صنعتی مشخص شود که این نیز منجر به ابداع اصطلاح بیوپلیتیک شد. همان‌طور که هان می‌گوید: «افراد در جهان سرمایه‌داری و داده‌ی بزرگ شکست می‌خورند.» ممکن است بپرسید داده بزرگ چیست؟ هان توضیح می‌دهد: «داده‌های کلان یک کار عظیم و تجاری است.» یا اینکه «داده‌های شخصی به‌طور مداوم بررسی و تجارت می‌شوند. اکنون، با مردم به‌عنوان بسته داده‌ها برای استفاده اقتصادی، رفتار و معامله می‌شود.» یعنی انسان به کالا تبدیل شده است. بنا بر اصطلاح هگلی، ما با تبدیل شدن به یک ارباب و برده، از دیالکتیک ارباب - برده فرار کرده‌ایم؛ یعنی گرچه اورولین نیستیم، اما ما صورت مدرن شده‌ی آن هستیم. به‌عنوان‌مثال آزادی به معنای اجبار است. شعار تبلیغاتی اولیه مایکروسافت این بود که «امروز می‌خواهید کجا بروید؟» در نگاه اول دنیایی با فضای بی‌حدوحصر را تداعی می‌کند؛ اما هان استدلال می‌کند که این مسیر بی‌حدوحصر دروغ بود؛ یعنی امروزه آزادی و ارتباطات بی‌حدومرز در حال کنترل و نظارت کامل است... ما تازه خود را از شر سیستم انضباطی نجات داده بودیم، سپس خود را به یک محفظه جدید و حتی کارآمد‌تر انداختیم. هان این رویکرد را آیات شیطانی نئولیبرالیسم می‌داند. آن‌ها دقیقاً به این دلیل شیطانی هستند که باعث شدند ما خودمان آن نقش را بازی کنیم. ازنظر هان، ما بنا به میل خود، همه اطلاعات قابل‌تصور درباره خود را در اینترنت قرار می‌دهیم، بدون اینکه کوچک‌ترین ایده‌ای داشته باشیم که چگونه، چه موقع و به چه مناسبت اطلاعات ما برداشت می‌شود. این عدم کنترل نشان‌دهنده یک بحران آزادی است که باید جدی گرفته شود. ما نمی‌توانیم سیاست را به‌عنوان یک فعالیت جمعی تصور کنیم، زیرا عادت کرده‌ایم که مصرف‌کننده باشیم نه شهروند. سیاستمداران با ما به‌عنوان مشتریانی که باید به آن‌ها اطلاعات تحویل دهند، رفتار می‌کنند. همان‌طور که مصرف‌کنندگان درباره چگونگی یک محصول یا خدمات فریاد می‌زنند، ما فقط یاد گرفته‌ایم که در مورد سیاست غُر بزنیم. به‌جای آن که با دیده‌ی شک و تأمل نگاه کنیم و اندیشه‌ای مناسب در راستای سیاست مدرن دست‌وپا کنیم. در یک معنا شما توییت می‌کنید، پس هستید! هان می‌گوید: «آیا ما واقعاً می‌خواستیم آزاد شویم؟» در فصلی در مورد «دکترین شوک» نائومی کلاین، او به ایده میلتون فریدمن می‌پردازد؛ مبنی بر اینکه فاجعه اقتصادی خودآفرین فرصتی برای سرمایه‌داری فراهم می‌کند تا ما را نسبت به امر تسلیم شوکه کند. سخن آخر اینکه، باید تفکر نئولیبرالی در شرایط بیرونی را فراموش کرد و همچنین نگاه خود را به سمت درون هدایت کرد و سعی بر بهبود خود داشته باشیم، زیرا چیزهای خوب همان‌طور که شب به دنبال روز می‌آید، به‌صورت پیوسته دنبال هم و به‌سوی ما می‌آیند. اگرچه نمی‌توان گفت که این کتاب تمام توقعات مخاطب مانند از دست دادن دیگری، تفاوت، اصالت، زمان، خواب، به‌طور بالقوه آینده، اراده آزاد را برآورده می‌کند، اما «هان» به‌طور هم‌زمان اهمیت انتقاد منفی عمیق و درعین‌حال بکر و روشن در عصر مثبت اندیشی بیش‌ازحد را به ما بازمی‌گرداند؛ یعنی جایی که معمولاً نگرش شاد به یک وضعیت فاجعه‌بار، یک الزام اخلاقی محسوب می‌شود!

 

لینک کوتاه: https://setaresobhonline.ir/content/184711/

 

دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.